استان بوشهر همراه با عکس

. استان بوشهر همراه با عکس . استان بوشهر همراه با عکس موقعيت جغرافيايى و تقسيمات سياسى استان استان بوشهر با مساحتى حدود ۶۵۳‚۲۷ کيلومترمربع بين ۲۷ درجه و ۱۴ دقيقهٔ عرض شمالى و ۵۰ درجه و ۶ دقيقه تا ۵۲ درجه و ۵۸ دقيقهٔ طول شرقى از نصف‌النهار گرينويچ قرار دارد. اين استان از شمال به استان خوزستان و قسمتى از کهگيلويه و بويراحمد، از جنوب به خليج‌فارس و قسمتى از استان هرمزگان، ‌ از شرق به استان فارس و از غرب به خليج‌فارس محدود است. استان بوشهر با خليج‌فارس بيش از ۶۰۰ کيلومتر مرز دريايى دارد و از اهميت سوق‌الجيشى و اقتصادى قابل توجهى برخوردار است. براساس آخرين تقسيمات سياسى کشور استان بوشهر مشتمل بر ۸ شهرستان، ۱۷ بخش، ۱۳ شهر، ۳۶ دهستان و ۷۰۶ آبادى داراى سکنه است. شهرستان‌هاى استان بوشهر عبارت‌اند از : بوشهر، تنگستان، دشتستان، دشتى، دَيِر، ‌ ديلم، کنگان و گناوه. جغرافياى طبيعى و اقليم استان استان بوشهر از نظر پستى و بلندى به دو قسمت جلگه‌اى و کوهستانى تقسيم مى‌شود: – قسمت جلگه‌اى: استان در امتداد خليج‌فارس قرار دارد که عرض آن نيز در جهت شمال غربى (ناحيه بندر ديلم) به قسمت جنوب شرقى افزايش مى‌يابد و حداکثر به ۱۴۰ کيلومتر در امتداد دره رود مند مى‌رسد. جلگهٔ مذکور از رسوبات رودهاى دالکى، شاپور، اهرم و مند تشکيل يافته است. از جملهٔ اين نواحى مى‌توان به دشت بوشهر و برازجان اشاره کرد که سطح وسيعى از شمال استان را در بر گرفته است. اين مناطق تا دوران چهارم زير آب بود. اکثر شهرها و مراکز جمعيتى استان بوشهر در اين جلگه استقرار يافته‌اند. اين جلگه‌ها تا کويت و دشت‌هاى جنوبى خليج‌فارس ادامه دارد. – قسمت کوهستانى: استان از دو رشته کوه عمده تشکيل مى‌شود که در سراسر طول استان به موازات هم امتداد يافته‌اند. اين رشته‌کوه‌ها مشتمل بر ارتفاعات گچ ترش و ارتفاعات نوکند است که به ترتيب در محدودهٔ شمالى و شرق استان قرار دارند. با توجه به استقرار استان بوشهر در منطقهٔ فوق حاره‌‌اى، مهم‌ترين پديده و فرآيند مشهود اقليمى آن گرماى هواست. اين ناحيه تحت تأثير فشار زياد عرض‌هاى متوسط قرار دارد و فاقد بارندگى قابل توجه است، ولى فرآيند تبخير آن به علت طولانى بودن فصل گرما شدت و حدت بيشترى دارد. در فصل زمستان به دليل هجوم و گسترش جبهه‌هاى هواى سرد شمالى و درياى مديترانه به سمت شرق، آب و هواى مناسبى توأم با ابر و باران به‌وجود مى‌آيد. به ‌طور کلى آب و هواى بوشهر در نوار ساحلى گرم و مرطوب و در قسمت‌هاى داخلى گرم و خشک صحرايى است. در استان بوشهر دو فصل محسوس وجود دارد‌: زمستان نسبتاً خنک شامل ماه‌هاى آذر، دى، بهمن، اسفند و تابستان گرم و خشک و طولاني. پاييز و بهار اين استان بسيار زودگذر است. متوسط دماى سالانهٔ استان ۲۴ درجهٔ سانتيگراد است که بيشترين مقدار آن در تابستان حدود ۵۰ درجه و کمترين مقدار آن در زمستان حدود ۶ درجه ثبت شده است. دماى هوا در سردترين ماه‌هاى سال به ندرت به صفر درجه مى‌رسد. گرماى متوسط خنک‌ترين ماه‌هاى اين منطقه يعنى دى‌ماه ۱۵ درجه گزارش شده است. در استان بوشهر بين دهم ارديبهشت تا دهم مهرماه (حدود ۱۴۰ روز) درجهٔ‌ حرارت بيش از ۱۰ درجه است. در ۶۳ روز از اين مدت درجهٔ‌ حرارت بين ۴۰ تا ۵۰ درجه است. ميزان بارندگى در استان بوشهر کم و متغير است. زمان بارندگى معمولاً بين ماه‌هاى آبان و ارديبهشت است. در طول اين مدت بادهاى باران‌زا به طور متوسط ۳ تا ۶ بار سراسر استان به خصوص سواحل آن را تحت تأثير قرار مى‌دهند. متوسط بارش ساليانهٔ استان ۲۱۷ ميلى‌متر و از نوع باران با دوره‌هاى ريزش بسيار محدود است. ريزش باران در پاييز و بهار به صورت رگبارهاى شديد، کوتاه ‌مدت و همراه با رعد و برق است، در حالى که در زمستان به صورت باران ريز و مداوم است. ريزش برف در منطقه بى‌سابقه است، ولى تگرگ به طور پراکنده مشاهده شده است. در ماه‌هاى خرداد و تير دماى بيش از حد و رطوبت شديد هوا که به علت شرايط خاص جوى به حالت اشباع مى‌رسد، هواى دم کرده و کم تحرکى به وجود مى‌آورد که در اصطلاح محلى به «شرجي» معروف است و تحمل آن بسيار دشوار است. ميزان رطوبت نسبى تقريباً در تمام مدت سال يکنواخت است و معدل ساليانهٔ آن ۷۱ درصد است. بادهاى محلى استان بوشهر در حقيقت قسمتى از طوفان‌هاى خليج‌فارس است که در اثر اختلاف فشار بين صحراى عربستان و ارتفاعات جنوبى ايران در فصول مختلف پديد مى‌آيد. اين بادها تقريباً در تمام سواحل خليج‌فارس مى‌وزند و در نقاط مختلف خليج‌فارس اسامى متفاوتى دارند. اين اسامى که بنا به مقتضيات زمانى (فصل وقوع آنها) و تصورات ذهنى دريانوردان و همچنين خطرات ناشى از آن‌ها است عبارت‌اند از: – باد لهيمر يا لهيما:ر که معمولاً در پاييز و به قول دريانوردان در برج عقرب مى‌وزد. شدت اين باد به اندازه‌اى ناگهانى و غافلگيرکننده است که ممکن است در عرض چند دقيقه و يا چند ساعت خسارات سنگينى به بار آورد. – باد لچيزب يا «گول‌زن»: که معمولاً در پاييز مى‌وزد، ولى روز و ساعت معينى ندارد. دريانوردان محلى معتقدند که اين باد ده روز پيش از عقرب مى‌وزد و شدت آن نيز کمتر از باد لهيمر است. – باد قوس: که جهت جنوب شرقى – شمال غربى دارد و از مدار رأس‌السرطان در جهت شرقى حرکت مى‌‌کند. اين باد در تابستان گرم و سوزان و در زمستان گرم و مرطوب و اکثراً باران‌آور است. اين باد نيز شديد است و گاهى خسارات جانى و مالى فراوان به همراه دارد. در گذشته براى حرکت کشتى از هند به بوشهر از اين باد استفاده مى‌شد. باد باران‌آ‌ور قوس در زمستان جهت شمال شرقى دارد و باعث ريزش باران بيشترى مى‌شود. – باد شمال: برعکس باد قوس باد خشکى است، وزش آن در زمستان دما را کاهش مى‌دهد و گاهى نيز باعث بارندگى مى‌شود. معمولاً جهت وزش باد قوس به شمال غربى تغيير مى‌يابد و باد شمال ناميده مى‌شود. اين باد معروف‌ترين باد محلى بوشهر است و تقريباً تنها بادى است که هواى گرم تابستان را تا حدودى متعادل مى‌کند. به همين جهت در گذشته اکثر ساکنين بوشهر پنجره‌هاى منازل خود را به طرف شمال غربى نصب مى‌کردند. اين باد نه تنها در زندگى مردم، بلکه در بافت شهرى شهرستان بوشهر نيز تأثير داشته است. – باد بررد: که غالباً شب‌ها به سوى دريا مى‌وزد و خشک است. – باد سهيلى: که اواخر تابستان و اوايل زمستان مى‌وزد و مردم محلى معتقدند که اين باد ناشى از طلوع ستارهٔ سهيل است. – باد غيوب:، باد تريه، باد توبيخ، باد پيرزن و باد سبعه از ديگر بادهاى محلى استان بوشهر است. جغرافياى تاريخى استان به ‌طورى که از اسناد و اطلاعات برمى‌آيد، اين منطقه به علت موقعيت استراتژيکى مناسب براى احداث پايگاه دريايى و بندرگاه، مورد استفاده پادشاهان عيلام قرار مى‌گرفت. در زمان هخامنشيان که کشور ايران به بيست ساتراپ‌نشين (استان) تقسيم مى‌شد، سرزمين بوشهر جزء ساتراپ‌نشين پارس بود. داريوش فرمان داد که حفر ترعهٔ نيل به درياى سرخ را دنبال کنند. اين کانال محققاً راهى بود که به جاى کانال سوئز امروز مى‌توانست خليج‌فارس و درياى عمان را از طريق درياى سرخ مستقيماً به مصر و مديترانه اتصال دهد. مقابر کنده شده بر سطح سنگى جزيرهٔ خارک دليل بر حضور سربازان هخامنشى در استان بوشهر است که براى نگهبانى از چنين راه طولانى تدارک شده بود. خليج‌فارس به دليل موقعيت سوق‌الجيشى و به لحاظ اهميت اقتصادى و بازرگانى، در طول تاريخ همواره از سوى کشورها و دولت‌ها براى تبادل علم و ثروت و گسترش قدرت مورد توجه قرار گرفته است. اولين يورش دولت‌‌هاى اروپايى به سواحل خليج‌فارس در سال ۱۵۰۶ ميلادى با حملهٔ پرتغالى‌ها تحت عنوان محافظت و حراست از منافع پرتغال در برابر تجار مصرى و ونيزى صورت گرفت. در سال ۱۰۳۱ هجرى قمرى شاه‌عباس با انگليسى‌ها متحد شد و دست پرتغالى‌ها را از خليج‌فارس کوتاه کرد. از سال ۱۱۴۸ هجرى قمرى نادرشاه بوشهر را که دهکده‌اى بيش نبود مورد توجه قرار داد و مشغول آماده کردن بوشهر به عنوان يک بندر و اسکلهٔ کشتى‌سازى با استفاده از چوب جنگل‌هاى مازندران شد. همچنين براى تأمين ارتباط جزاير و سواحل خليج‌فارس درصدد تأسيس نيروى دريايى برآمد. در سال ۱۱۴۹ هجرى قمرى لطيف‌‌خان را به ايالت دشتستان و کاپيتانى کل سواحل خليج‌فارس انتخاب و اعزام کرد. اين شخص براى تهيهٔ ناوگانى در خليج‌فارس، بوشهر را مرکز دريايى خود قرار داد. در اواخر سلطنت نادر ايران ۲۳ تا ۲۵ فروند کشتى جنگى در خليج‌فارس داشت. بدين‌ترتيب از زمان نادرشاه بوشهر روى به پيشرفت نهاد و حتى مدتى بندرعباس را نيز تحت‌الشعاع خود قرار داد. پس از قتل نادر در اثر هرج و مرجى که در ايران پديد آمد، کشتى‌هاى جنگى توسط حکمرانان و شيوخ اطراف خليج‌فارس ضبط گرديد. همچنين بندر بوشهر و بندرعباس نيز اهميت سابق خود را از دست دادند. تجار هلندى که در سال ۱۶۲۳ ميلادى روابط تجارى خود را با ايران شروع کرده بودند پس از قتل نادر ايران را ترک کردند و بصره را مرکز تجارت خود قرار دادند، اما پس از مدتى در اثر دسيسهٔ رقباى انگليسى و به منظور نزديکى بيشتر با دهانهٔ‌ خليج‌فارس، تأسيسات تجارى خود را به خارک منتقل کردند و در عين حال از پرداخت اجاره‌بهاى خارک به ميرمُهنّا حاکم بندر ريگ و جزيرهٔ خارک خوددارى نمودند. ميرمهنا در سال ۱۷۵۶ به تأسيسات هلندى‌ها حمله برد، دژ آنها را تسخير کرد و آنها را از جزيره بيرون راند، ولى به سبب اينکه در دفعات متعدد بناى سرکشى و تمرد از دستورات کريم‌خان زند را گذاشت و مدتى آرامش خليج‌فارس را برهم زد، کريم‌خان او را شکست داد و جزيرهٔ خارک و بندر ريگ را تصرف کرد. در همين زمان نفوذ انگليسى‌ها در سواحل و جزاير خليج‌فارس و به خصوص سرزمين بوشهر رو به گسترش نهاد و آنها موفق شدند اجازهٔ تأسيس تجارتخانه‌اى را در بوشهر با امتيازات فوق‌‌العاده به دست آوردند. سلسلهٔ قاجاريه که پس از زنديه روى کار آمد. چندان نفوذى در خليج‌فارس نداشت، به همين دليل، رفته‌رفته نفوذ انگليسى‌ها در خليج‌فارس بيشتر شد و زمام امور خليج‌فارس و درياى عمان به دست آنها افتاد و جنرال کنسول در بوشهر مدت ۲۰ سال بر همهٔ خليج‌فارس حکمرانى کرد. در زمان ناصرالدين ‌شاه ارتش ايران هرات را اشغال کرد و به دنبال آن حالت جنگى بين ايران و انگليس به وجود آمد. به دنبال اين مسئله ناوگان انگليس در خليج‌فارس مرکب از هشت کشتى جنگى و تعدادى ناوگان بخارى و بادى به ايران حمله کردند و جزيرهٔ خارک را متصرف شدند. پنج روز پس از آن قواى انگليسى در حوالى بوشهر در خاک ايران پياده شدند و شروع به پيشروى به سوى برازجان کردند. قواى ايران برازجان را تخليه و عقب‌نشينى کرده بود. بنابراين قواى انگليس انبار اسلحه و مهمات برازجان را منفجر کرد و سپس به بوشهر بازگشت. سرانجام در نبردى که در نهم ژانويه ۱۸۵۷ ميلادى در خوشاب بين ايران و انگليس رخ داد، انگليسى‌ها موفق شدند سپاه ايران را شکست دهند. پيش از جنگ اول جهانى بار ديگر دولت انگليس منطقهٔ بوشهر را مورد تجاوز قرار داد و در سال ۱۹۱۳ ميلادى جنگ سختى بين نيروى انگليس و دليران دلوارى در گرفت. در جريان اين جنگ رئيس على دلوارى و مردم تنگستان و دشتستان نقش برجسته‌اى ايفا کردند. رئيس على دلوارى از مشروطه‌خواهان به نام جنوب ايران بود که در سال ۱۲۹۹ هـ.ق در روستاى دلوار تنگستان ديده به جهان گشود. در ۲۵ سالگى به صفوف مبارزين مشروطه‌خواه جنوب ايران پيوست و همکارى نزديکى را با محافل انقلابى و عناصر مشروطه‌طلب ايران شروع کرد. با کودتاى ضد‌انقلابى لياخوف روسى عليه مشروطه‌خواهان در ۱۳۲۶ هـ.ق و بمباران مجلس شوراى ملى و استقرار ديکتاتورى محمدعلى شاه قاجار، رئيس على به همراه سيد مرتضى علم‌الهدى اهرمى به مبارزه عليه استبداد صغير پرداخت. در سال ۱۳۲۷ هـ.ق با کمک تفنگچى‌هاى تنگستانى، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمدعلى شاه پاک کرد و ادارهٔ گمرک و انتظامات و ديگر ادارات را تسخير کرد. اين کار دليران تنگستان بر انگليسى‌ها که ادارهٔ‌ گمرک را در اجاره داشتند گران آمد و آنان براى تضعيف مشروطه‌خواهان و استمرار سلطه بر حيات اقتصادى و سياسى جنوب ايران به جنگ با دليران تنگستانى پرداختند و در اين راه از ديگر خوانين جنوب ايران يارى جستند. جنگ بين رئيس على و دليران تنگستان از يک طرف و انگليسى‌ها و خوانين متحد آنان از سوى ديگر به طور متوالى و پراکنده تا شوال ۱۳۳۳ هـ.ق ادامه يافت و انگليسى‌ها نتوانستند بر رئيس على و يارانش تفوق يابند. تا اين که درگير و دار حملهٔ انگليسى‌ها به بوشهر در شب ۲۳ شوال ۱۳۳۳ هـ.ق (سوم سپتامبر ۱۹۱۵. م) هنگامى که رئيس على در محلى به نام «تنگک صفر» قصد شبيخون به قواى انگليسى‌ها را داشت، از پشت مورد هدف گلوله يکى از همراهان خائن قرار گرفت و در دم به شهادت رسيد. وى هنگام شهادت حدود ۳۴ سال داشت. مبارزات رئيس على دلوارى برگ زرين ديگرى در تاريخ مقاومت دلير مردان ايران در مبارزه با استعمار است. وضعيت اجتماعى و اقتصادى استان براساس سرشمارى عمومى نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵، جمعيت استان بوشهر ۶۷۵‚۷۴۳ نفر بود که از اين تعداد ۵۳/۰۵ درصد در نقاط شهرى و ۴۴/۷۶ درصد در نقاط روستايى سکونت داشتند و بقيه غيرساکن بودند. از کل جمعيت استان در همين سال، ۳۹۰‚۳۷۷ نفر مرد و ۲۸۵‚۳۶۶ نفر زن بودند نسبت جنسى جمعيت برابر ۱۰۳ به دست مى‌آيد. به عبارت ديگر، در اين استان در مقابل هر ۱۰۰ نفر زن، ۱۰۳ نفر مرد وجود داشت. از جمعيت استان بوشهر ۴۲/۵۲ درصد در گروه سنى کمتر از ۱۵ ساله، ۵۳/۷۲ درصد در گروه سنى ۶۴-۱۵ ساله و ۳/۷۴ درصد در گروه سنى ۶۵ ساله و بالاتر قرار داشتند و سن بقيهٔ‌ افراد نامشخص بود. در آبان‌ماه سال ۱۳۷۵، از جمعيت استان ۹۹/۹۱ درصد را مسلمانان تشکيل مى‌دادند. اين نسبت در نقاط شهرى ۹۹/۸۸ و در نقاط روستايى ۹۹/۹۴ درصد بود. در فاصلهٔ سال‌هاى ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵، حدود ۴۲۹‚۱۰۲ نفر به استان وارد و يا در داخل آن جابه‌جا شده‌اند. محل اقامت قبلى ۴۱/۰۹ درصد مهاجران ساير استان‌ها، ۲۲/۳۳ درصد شهرستان‌هاى ديگر همين استان و ۳۵/۱۰ درصد شهرستان محل سرشمارى بود. محل اقامت قبلى بقيهٔ افراد، خارج از کشور يا اظهار نشده بود. مقايسهٔ محل اقامت قبلى مهاجران با محلى که در آن سرشمارى شده‌اند نشان مى‌دهد ۲۰/۴۸ درصد از روستا به شهر، ۵۰/۰۷ درصد از شهر به شهر، ۱۲/۹۷ درصد از روستا به روستا و ۱۵ درصد از شهر به روستا طى ۱۰ سال قبل از سرشمارى آبان ۱۳۷۵ مهاجرت کرده‌اند. در آبان ۱۳۷۵، از ۶۶۹‚۶۳۸ نفر جمعيت ۶ ساله و بالاتر، ۸۰/۵۶ درصد باسواد بودند. نسبت باسوادى در گروه سنى ۱۴-۶ ساله ۸۸/۹۶ درصد و در گروه سنى ۱۵ ساله و بالاتر ۷۲/۴۹ درصد بود. در بين افراد لازم‌التعليم (۱۴-۶ ساله) نسبت باسوادى در نقاط شهرى ۹۷/۹۷ درصد و در نقاط روستايى ۹۶/۴۲ درصد بود. در اين استان نسبت باسوادى در بين مردان ۸۵/۷۴ درصد و در بين زنان ۷۵/۲۲ درصد بود. اين نسبت در نقاط شهرى براى مردان و زنان به ترتيب ۹۰/۳۶ درصد و ۸۲/۳۱ درصد و در نقاط روستايى ۸۱/۱۲ درصد و ۶۸/۸۰ درصد بود. براساس همين سرشمارى، از جمعيت ۲۴-۶ سالهٔ استان، ۶۸/۲۹ درصد در حال تحصيل بودند. اين نسبت در نقاط شهرى ۷۲/۳۹ درصد و در نقاط روستايى ۶۵/۰۶ درصد بود. در اين استان ۹۵/۲۵ درصد از کودکان، ۸۸/۹۰ درصد از نوجوانان و ۳۵/۶۹ درصد از جوانان به تحصيل اشتغال داشتند. در آبان‌ماه ۱۳۷۵، در استان بوشهر، افراد شاغل و افراد بيکار (جوياى کار) در مجموع ۳۰/۹۷ درصد از جمعيت ده ساله و بالاتر را تشکيل مى‌دادند. اين نسبت در نقاط شهرى ۳۲/۳۵ درصد و در نقاط روستايى ۲۸/۷۳ درصد بود. از جمعيت فعال اين استان ۹۲/۷۱ درصد را مردان و ۲۹/۷ درصد را زنان تشکيل مى‌دادند. بيشترين فعاليت مربوط به گروه سنى ۳۹-۳۵ ساله با ۵۳/۱۴ درصد و کمترين ميزان مربوط به گروه سنى ۱۴-۱۰ ساله با ۱/۵۶ درصد بود. بالاترين ميزان فعاليت براى مردان مربوط به گروه سنى ۳۹-۳۵ ساله با ۹۵/۸۰ درصد و براى زنان مربوط به گروه سنى ۲۹-۲۵ ساله با ۹/۷۳ درصد بود. براساس همين سرشمارى، از شاغلان ۱۰ ساله و بيشتر استان ۱۹/۴۲ درصد در گروه عمدهٔ کشاورزى، ۲۰/۳۶ درصد در گروه عمدهٔ صنعت، ۵۸/۸۶ درصد در گروه عمدهٔ خدمات فعاليت داشتند و ۱/۳۶ درصد نامشخص بود. اين نسبت در نقاط شهرى به ترتيب ۶/۲۹ درصد، ۱۸/۱۶ درصد، ۷۴/۳۵ درصد و ۱/۲۰ درصد و در نقاط روستايى به ترتيب ۳۲/۴۷ درصد، ۲۴/۹۴ درصد، ۴۱ درصد و ۱/۵۹ درصد بود. بدين‌ترتيب ملاحظه مى‌شود که بيشترين ميزان فعاليت هم در نقاط شهرى و هم در نقاط روستايى اختصاص به گروه عمدهٔ فعاليت‌‌هاى خدماتى دارد. اقتصادى استان بوشهر به بخش‌هاى کشاورزى، دامدارى، شيلات و تا حدودى به صنعت متکى است. کشاورزى استان از نظر نوع محصولات توليدى و روش‌هاى توليد به دو قسمت محصولات زراعى و محصولات درختى تقسيم مى‌شود. مهم‌ترين محصولات زراعى را گندم و جو آبى و ديم، تنباکو، پياز، کنجد، سبزى، صيفى و نباتات علوفه‌اى تشکيل مى‌دهد. به علت شورى زياد خاک، اراضى قابل کشت به صورت محدوده‌‌هاى مجزا و دور از هم در سطح استان پراکنده‌‌اند. در زمينهٔ‌ باغدارى استان بوشهر امکانات زيادى ندارد. بيشترين باغ‌هاى منطقه را نخلستان‌ها تشکيل مى‌دهند. همچنين باغ‌هاى محدود و کوچک مرکبات نيز به طور پراکنده به چشم مى‌خورند. شهرستان دشتستان و تنگستان از لحاظ توليد سالانهٔ خرما و مرکبات مقام اول و دوم را در استان کسب کرده‌اند. ميزان توليد خرما در حدود هشتاد هزار تن و ميزان توليد مرکبات حدود ده هزار تن است. امکانات دامدارى استان بوشهر از نظر تأمين خوراک و علوفهٔ دام اندک است. مساحت مناطق تحت پوشش مراتع در حدود ۲/۵ ميليون هکتار برآورد شده است که ظرفيت مراتع موجود عليرغم وسعت زياد به علت فقر پوشش گياهى جوابگوى يک پنجم دام‌هاى فعلى نيز نيست. از سوى ديگر دام‌هاى عشاير قشقايى و بويراحمدى براى زمستان‌گذرانى به مناطق مختلف اين استان کوچ مى‌کنند. اين امر فشار چراى دام‌ها را بر مراتع افزوده و سبب تخريب بيش از حد آنها شده است. دامدارى به شيوه سنتى انجام مى‌گيرد، در نتيجه توليد گوشت و شير آنها قابل توجه نيست. بيشترين دام‌هاى استان را بز، گوسفند، گاو و شتر تشکيل مى‌دهد. پرورش زنبور عسل نيز در اين استان از اهميت نسبى برخوردار است. در حدود ۱۵۰۰ کندوى جديد و ۱۰۰۰ کندوى سنتى در استان وجود دارد. يکى از مهم‌ترين فعاليت‌هاى اقتصادى استان بوشهر صيد ماهى است، ولى به واسطهٔ استفاده از وسايل قديمى و روش‌هاى سنتى صيادى امر صيد ماهى، که يک منبع مهم اقتصادى به شمار مى‌رود، نقش واقعى خود را بازنيافته است، به طورى که در بعضى نواحى، نيازهاى غذايى مردم سواحل را نيز تأمين نمى‌کند. با اين حال در تمام بنادر و سواحل استان بوشهر عدهٔ زيادى به صيد ماهى و ميگو اشتغال دارند. صنايع استان بوشهر به دو بخش صنايع دستى و صنايع ماشينى تقسيم مى‌شود. صنايع دستى از گذشته‌هاى دور نقش مهمى در زندگى و معيشت روستائيان داشته است. صنايع دستى استان بوشهر در حال حاضر جنبهٔ تجارتى و ارزش صادراتى ندارد و بيشتر تأمين‌کنندهٔ‌ نيازهاى بومى منطقه است. مهم‌ترين صنايع دستى منطقه عبارت‌اند از کشتى و لنج‌سازى، توربافى، قاليبافى، گبه‌بافى، گليم، نمد، کوزه و سفال. صنايع جديد نيز در حال حاضر نسبت به ساير استان‌ها رشد و توسعهٔ محدودى دارد. صنايع جديد استان غالباً متوسط کوچک و عموماً تبديلى هستند. در صنايع متوسط بوشهر و برازجان و در صنايع کوچک ابتدا شهرستان دشتستان و سپس بوشهر و شهرستان‌هاى دشتى و گناوه به ترتيب داراى اهميت هستند. به غير از شرکت ملى صنايع دريايى و نيروگاه اتمى، مالکيت صنايع استان عمدتاً به بخش خصوصى تعلق دارد. اين واحدهاى صنعتى شامل صنايع غذايى و دارويى، شيميايى، کانى غيرفلزى، برق و الکترونيک، فلزى و ريخته‌گرى، ماشين‌سازى، تجهيزات خودرو، نيروى محرکه و لوازم و ابزار صيادى است که عمده‌ترين آنها را صنايع غذايى و دارويى و ماشين‌سازى تجهيزات تشکيل مى‌‌دهند. استان بوشهر