روستای سنقر آباد کرج همراه با عکس

. روستای سنقر آباد کرج همراه با عکس . روستای سنقر آباد کرج همراه با عکس سنقرآباد روستايي زيبا در بيست كيلومتري غرب كرج . از شهر كرج كه به سمت غرب بيرون بياييم ،كمي كه از شهر دور مي شويم هواي خنك تر و تميزتري وارد شش هايمان مي شود.شيشه اتومبيل را كه پايين مي زني باد حيات بخشي به صورتت مي خورد.هواي خنك و تميزي كه خبر از آبادي هاي پر آب و درخت اطراف مي دهد.در بين اين آبادي ها روستايي وجود دارد كه در نگاه اول همچون نگيني سبز مي درخشد. سنقرآباد.روستايي زيبا در بيست كيلومتري غرب كرج. پر دار و درخت.زيبا با (……..)تن جمعيت خون گرم،زحمت كش،و لهجه ي شيرين البرزي.گرم و صميمي.اكثرا كشاورز.كشاورزي اينجا اغلب درخت است و صيفي.محصولشان آلو ،گلابي،سيب،هلو،…و سبزي و صيفي در سال هاي اخير به علت سرازير شدن مردم شهر به اين روستاي تفريحي و گران شدن قيمت زمين ها،در كنار خيابان اصلي بنگاه هاي املاك زيادي به چشم مي خورد.بنگاه هايي كه زمين هاي كشاورزي و وسيله امرار معاش مردم را به قطعات كوچك تقسيم مي كنند.در آن ويلايي تفريحي مي سازند و به مردم شهر مي فروشند. سنقرآباد از نظر امكانات زندگي همچون تلفن،گاز،آب لوله كشي،برق،بهداري،خيابان هاي آسفالته و …….. چيزي از شهر كم ندارد.فقط به جاي شلوغي و ديوارهاي سيماني بلند،چشم اندازهايي از باغ و درخت و طبيعت ديده مي شود. پوشش گياهي و جانوري در گذشته گياهان گوناگوني وجود داشت (ني ، گزنه ، گل گاوزبان ،شيوران ( خاك شير) …. واما با بيشتر شدن باغ و سيماني شدن جوي هاي آب و افزايش چاه هاي آب تقريبا بيشتر آنها از بين رفته و در باغ فقط چند نوع علف بيشتر نمي بيني.حيوانات و پرندگان متعددي هم به چشم مي خورد.مانند سگ و روباه و شغال و گرگ و خرگوش و سمور و لاك پشت و مار و كلاغ و زاغچه و كبوتر و بلبل و دم جنبانك و پرستو و سار وسهره و گنجشك و پرندگان مهاجر) تاریخچه از نظر جاذبه هاي تاريخي ؛ درخت چنار بزرگي وجود دارد كه هيچ كس نمي داند چند سال عمر دارد.تنها چيزي كه مي دانيم مربوط به چيزي است كه مي بينيم.يعني تنه ي درخت كه داخلش خالي است .و در گذشته گوسفندان خود را در داخل آن نگهداري مي كردند.گله اي سي تايي در آن جاي مي گرفته.و به قدرت خداوند اين درخت همچنان سبز و استوار پابرجاست .و كسي نمي داند چه خاطراتي را از چه زمان هايي به خاطر دارد.و از زمان ما براي آيندگان چه خبرهايي را در خود حفظ مي كند.شايد اگر زبان اين درخت را مي فهميديم با ما از زمان هاي ارباب رعيتي كه مردم در سختي زندگي مي كردند،گندم مي كاشتند،سه سهم از آن ِ رعيت و دو سهم از ارباب،سخن بگويد.زماني كه رعيت جزء اموال ارباب به حساب مي آمد.يا از زماني سخن بگويد كه خالصه بوده و روستا جزء اموال دولتي بوده و شاه آنرا به ارباب ها اجاره مي داده.و رضاشاه روستا را به همراه مردمش به ارباب مي فروشد.هنوز هم در بين مردم نام خانوادگي خالصه دهقان كه يادآور زمان هاي رنج انسان بوده به چشم مي خورد.و مي گويند قبل از زمان خالصه شكارگاه قاجار بوده.زماني كه آب بالا بوده و براي كشاورزي كاريز مي زدند تا آب و رطوبت زمين كم شود و براي كشت مناسب شود.و كشاورز امروز در عمق هشتاد متري به آب مي رسد و چاه صدوپنجاه متري حفر مي كند تا سفره هاي زيرزميني را خشك كند. سنقرآباد در لغت نامه دهخدا دهي است جزء دهستان افشاريه ي ساوجبلاغ بخش كرج،شهرستان تهران.داراي 455 تن سكنه.آب آن از رود كردان ،محصول آنجا غلات،صيفي،بنشن،چغندرقند،لبنيات و انگور است.شغل اهالي زراعت و گله داري مي باشد.(فرهنگ جغرافيا ج 1 در سفرنامه ناسرخسرو هم از سنقرآباد سخن به ميان آمده.از محل تقسيم آبش كه قوهه (روستاي كوهه كنوني( و وضع زندگي مردمش.و ناسرخسرو بعد از تعريف از سنقرآباد در پايان چنين گفته (والحال خراب اس ( در واقع جاده ي اصلي و اتوبان كرج قزوين امروز جاي جاده قديمي و باستاني اي را گرفته كه در چندكيلومتري پايين تر و از كنار روستاي سنقرآباد و روستاهاي هم جوار مي گذشته.و به آن جاده شاه و جاده خراسان مي گفته اند.و از تپه ها و آبادي ها و آثار و خاطرات گذشتگان اين امر به روشني پيداست.از ديگر جاذبه هاي تاريخي سنقرآباد امام زاده ي قديمي آن مي باشد.امام زاده بي بي سكينه.با معماري صفوي.كه در سال هاي اخير بناي قديمي آن تعمير شد.مسجد امروزي هم جاي مسجد قديمي است كه در آن يك چنار و يك نارون قديمي بوده كه اكنون جاي خود را به مسجدي بزرگ و امروزي داده.بنايي بزرگ كه در مراسم ترحيم و در ايام محرم استفاده مي شود.بعضي وقت ها هم فرمان دار و بخش دار در آن با مردم صحبت مي كنند وهمه ي مشكلات را حل مي كنند و ختم جلسه.و جلسات بسيج و ماه مبارك رمضان.آب انبار بسار قديمي و نفيسي بوده كه در كنار حمام عمومي امروزي بوده و در سالهاي اخير به همت مردم محل تخريبش كردند.تا دهداري زباله هايشان را جمع كند و بيرون از روستا ببرد.خندق بزرگ و قديمي كه اكنون از بين رفته و قبل از لوله كشي در آن آب مي بستند و از آن استفاده مي كردند.براي مصرف دام ها و شست وشو.تپه هاي فراواني در روستا بوده كه همه را به جهت زراعت از بين برده اند.و فقط قسمتي از آن كنار امامزاده باقي مانده كه نشان دهنده ي قلعه ايست قديمي .اما از تپه هاي خراب شده؛يكي از نامش (كرني خانه) پيداست كه كرناخانه بوده.و از بقيه ي تپه ها آثار بناهايي پيدا شده با معماري صفوي.كه نشان مي دهد در زمان صفويه در سنقرآباد زندگي رونق داشته.ديوارها و ظروف و كاشي ها ي نفيس و لعابي و سكه هايي از زمان صفويه و نادرشاه.ديگر خرابه هاي قديمي اطراف اين روستا نشان از عمارت ها و آبادي هاي دور زمان مي دهد.بناهايي بلند.چاپارخانه.آسياب قديمي.باغستان كه در حال حاضر جز اندكي مخروبه و نامي كه همچنان به روي آن زمين ها باقي مانده چيزی در دست نيست.شايد زيرخاكي هايي هم پيدا شود. حمام قديمي كه با معماري حمام فين كاشان و در ابعاد كوچكتر وجود داشته.كه متاسفانه آنرا خراب كردند بو بجاي آن مخابرات ساختند. زندان قزلحصار كمتر از ده كيلومتري اين روستا زندان قزلحصار وجود دارد.در اطراف زندان خوانواده هاي زندانيان از اقصي نقاط ايران آمده و ساكن شده و شهري را به وجود آورده اند به اسم ملك آباد.مركز فرهنگي و هنري منطقه .شهري كه هر انسان خلاف كاري آنرا مي شناسد.ملك آباد مركز همه گونه خلاف است.عرق ،ورق،زرورق،شيشه ،كنياك ،اكس.نه در گوشي،بلكه آزاد..تاثير زيادي بر سنقرآباد و منطقه و حتي بر شهر بزرگي مانند كرج گذاشته و بازار مواد مخدري و الكلي و پناهگاه دزد و جاني و مركز فساد اخلاقي.اوضاع زندگي در اين روستاي زيبا را به گونه اي تحت تاثير گذاشته كه كساني كه مي خواهند فرزندانشان سالم تربيت شوند ناچار بايد از اين روستاي زيبا مهاجرت كنند.اكثرا هم به شهر ها.جاي تاسف است كه امروز در سال 1389 من نيز همچون ناسرخسرو قبادياني در پايان سخنم بايد بگويم سنقرآباد والحال خراب است. روستای سنقر آباد روستای سنقر آباد روستای سنقر آباد روستای سنقر آباد