استان کهگیلویه و بویراحمد همراه با عکس

. استان کهگیلویه و بویراحمد همراه با عکس . استان کهگیلویه و بویراحمد همراه با عکس   موقعيت جغرافيايى و تقسيمات سياسى استان استان کهگيلويه و بويراحمد با ۲۶۴‚۱۶ کيلومترمربع وسعت در جنوب غربى ايران، بين ۳۰ درجه و ۹ دقيقه تا ۳۱ درجه و ۳۲ دقيقه عرض شمالى و ۴۹ درجه و ۵۷ دقيقه تا ۵۰ درجه و ۴۲ دقيقه طول شرقى واقع شده است. اين استان از شمال با استان چهار محال و بختيارى، از جنوب با استان‌هاى فارس و بوشهر، از شرق با استان‌هاى اصفهان و فارس و از غرب با استان خوزستان همسايه است. قلهٔ دنا با ارتفاع ۴۴۰۹ متر بلندترين استان و پست‌ترين ناحيهٔ آن ليشتر با ارتفاع ۵۰۰ متر از سطح دريا مى‌باشد. براساس تقسيمات کشورى سال ۱۳۷۵، استان کهگيلويه و بوير احمد داراى ۳ شهرستان، ۱۲ بخش، ۸ شهر، ۳۸ دهستان و ۲۰۲۶ آبادى داراى سکنه است. شهرستان‌هاى استان عبارتند از:‌ بوير احمد، کهگيلويه و گچساران. شهرهاى تابعه شهرستان‌هاى استان نيز عبارتند از: ياسوج، سى‌سخت، کهگيلويه، دهدشت‌، چرام، لنده، دوگنبدان و باشت. استان کهگيلويه و بويراحمد از نظر جغرافيايى به دو ناحيه وسيع سردسيرى (بوير احمد) و گرمسيرى (کهگيلويه) تقسيم مى‌شود. جغرافياى طبيعى و اقليم استان استان کهگيلويه و بوير احمد سرزمينى کوهستانى و نسبتاً مرتفعى است که کوه‌هاى زاگرس با رشته‌هاى موازى، ‌ سراسر شمال و شرق و کوه‌هاى سياه و سفيد، خومى خائيز و نيل جنوب شرقى آن را در بر گرفته‌اند. بلندترين نقطه استان قله دنا با ارتفاع ۴۴۰۹ متر و پست‌ترين ناحيه آن ليشتر به ارتفاع ۵۰۰ متر از سطح دريا مى‌باشد. رودخانه‌هاى مارون، ‌ بشار، زهره، خرسان و نازمکان از اين استان عبور مى‌کنند و ارتفاعات آن، سرچشمه‌ تعدادى از رودخانه‌ها است. چهار پنجم مساحت منطقه از ارتفاعات و تپه ماهورها تشکيل شده است. در مناطق سردسير، ارتفاعات بلندتر و تپه ماهورها بيشتر و در مناطق گرمسير ارتفاعات کوتاه‌تر و تپه ماهورها نيز کمتر است. دشت‌ها نيز حدود يک پنجم از مساحت استان را تشکيل مى‌دهند و معمولاً عمدهٔ‌ اراضى کشاورزى در دشت‌ها واقع شده است. با توجه به شرايط جغرافيايى استان، هر چه در امتداد اصلى کوه‌هاى زاگرس از شمال شرقى به جنوب غربى نزديکتر شويم، از ارتفاع کوه‌ها و مقدار بارندگى و رطوبت هوا به طور محسوسى کاسته مى‌شود. اين وضعيت طبيعى، مشخصات اقليمى دوگانه‌اى را پديد آورده و استان را به دو ناحيهٔ سردسيرى و گرمسيرى تقسيم کرده است: – ناحيه گرمسيرى: اين ناحيه در قسمت جنوب و غرب استان با وسعتى بيش از ۸۰۰۰ کيلومترمربع واقع شده و آب و هوايى گرم و نيمه خشک دارد. باران اين منطقه از آبان ماه آغاز مى‌شود و تا ارديبهشت ماه به تناوب ادامه مى‌يابد. در مقايسه با ناحيهٔ سردسير، ميزان بارندگى در اين قسمت نسبتاً کم است. همچنين در اين مناطق يخبندان به ندرت اتفاق مى‌افتد. اين قسمت از استان کهگيلويه و بويراحمد درختان پسته کوهى فراوان دارد. – ناحيه سردسيرى‌: اين ناحيه با وسعتى بيش از ۶۵۰۰ کيلومترمربع با ارتفاع متوسطى در حدود ۲۱۰۰ متر از سطح درياى آزاد، در شمال و شرق استان و در مجاورت استان‌هاى فارس، اصفهان و چهارمحال و بختيارى واقع شده است. دماى متوسط اين ناحيه از ۳۶ درجهٔ سانتى‌گراد در گرم‌ترين ماه‌هاى سال تا ۱۰ درجه زير صفر در فصل سرما متغير است. بارش اين ناحيه نيز معمولاً از آبان‌ ماه شروع و تا ارديبهشت ماه به تناوب ادامه مى‌يابد و بيشتر بارش آن به صورت برف است. اين قسمت از استان که در واقع جنوبى‌ترين بخش زاگرس مرطوب است با جنگل‌هاى وسيع و زيباى بلوط پوشيده شده و سرچشمهٔ رودهاى بزرگ و پرآبى مانند کارون و مارون است. فصل يخبندان منطقه در بعضى از نقاط شهريور آغاز شده و تا اواخر اسفندماه ادامه مى‌يابد. براساس داده‌هاى ايستگاه هواشناسى استان کهگيلويه و بويراحمد در سال ۱۳۷۵، اوضاع جوى شهر ياسوج به شرح زير بوده است: حداکثر مطلق درجه حرارت در ماه‌هاى تير، شهريور و مرداد به ترتيب ۳۵/۲، ۳۵/۴، ۳۶/۴ درجهٔ سانتى‌‌گراد و حداقل مطلق درجهٔ حرارت در ماه‌هاى آذر، دى، بهمن و اسفند به ترتيب ۱/۴-، ۵/۶-، ۷/۴- و ۴/۰- درجه سانتى‌گراد. حداکثر مطلق رطوبت نسبى در ماه‌هاى فروردين، آذر و بهمن ۱۰۰ درصد و حداقل مطلق رطوبت نسبى در ماه‌هاى مرداد و شهريور ۵۷ و ۶۳ درصد، حداکثر ميزان بارندگى در فروردين ماه ۲۰۳/۶ ميلى‌متر و حداقل ميزان بارندگى در ماه‌هاى مرداد، ‌ شهريور و آبان به ترتيب ۰/۳، ۰/۱ و ۰/۴ ميلى‌متر گزارش شده است. تعداد روزهاى يخبندان در شهر ياسوج ۴۵ روز است که بيشترين تعداد آن به ماه‌‌هاى بهمن و دى تعلق دارد. در اين استان بادهايى با جهات مختلف مى‌وزند و مهم‌ترين آنها عبارتند از: – بادهاى موسمى : اين بادهاى نسبتاً شديد به نام باد شمال و باد جنوب معروف هستند. باد شمال بادى است که از طرف شمال غربى از درياى مديترانه و گاهى از اقيانوس اطلس به داخل منطقه نفوذ مى‌‌کند. وزش اين باد در جهت عبور ابرهاى باران‌زايى است که از استان لرستان وارد منطقه مى‌شوند و در زمستان سبب بارش مى‌گردند. باد جنوب نيز يکى ديگر از بادهاى موسمى است که از سمت جنوب و جنوب غربى به ويژه در اواخر بهار و تابستان به داخل منطقه نفوذ مى‌کند. اين باد گرمى و خشکى بيش از حدى همراه دارد و اغلب موجب آسيب‌هاى فراوانى به مزارع و محصولات کشاورزى منطقه مى‌شود. – بادهاى محلى‌ : علاوه بر بادهاى موسمى شمال و جنوب که در تمام منطقه مى‌وزند، ‌ بادهاى ديگرى نيز در نواحى مختلف نسبتاً محدود و کم وسعت استان مى‌وزند که به بادهاى محلى شهرت دارند. مهم‌ترين بادهاى محلى عبارتند از: ۱. باد آشوب – در سر رود بويراحمد عليا مى‌وزد، به طورى که تمام خار و خاشاک و علف‌هاى خشک منطقه را جمع نموده و با خود مى‌برد. در گرمسير بويراحمد سفلى نيز اين باد مى‌وزد، ولى جهت معينى ندارد. ۲. باد زير روز – در هنگام غروب از طرف مغرب در ناحيهٔ بهمئى احمدى مى‌وزد. ۳. کوه باد – از سمت شمال غربى منطقهٔ بهمئى احمدى مى‌وزد و دنبالهٔ همان باد است. ۴. باد حيران – در بويراحمد گرمسير از سمت شرق مى‌وزد. ۵. باد چوغان – سخت‌ترين باد محلى منطقه است و معمولاً در سقاوه بويراحمد سفلى مى‌وزد. اين باد، زمستان‌ها از سمت شمال مى‌وزد و گاهى ممکن است وزش آن تا هفت شبانه روز با شدت زياد ادامه يابد. جغرافياى تاريخى استان استان کهگيلويه و بويراحمد در گذشته‌اى نه چندان دور جزء يکى از بلوک‌هاى مملکت فارس بوده که شامل دو قسمت شمال شرقى که آن را سردسير و کوهستانى و پشت کوه و قسمت جنوبى و غرب که آن را نره کوه و بهبهان مى‌ناميدند. تا دوم تيرماه ۱۳۴۲ شمسى، قسمتى از استان فعلى کهگيلويه و بويراحمد جزء استان خوزستان و قسمتى نيز جزء ‌استان فارس بود. پانزدهم آبان‌ ماه ۱۳۳۸، قسمت گرمسير بهبهان به شهرستان کهگيلويه با مرکزيت دهدشت تبديل شد. اين شهرستان کماکان جزء استان خوزستان و بقيه منطقه جزء استان فارس بود. به دنبال شورش ايل بويراحمد در ۲۲ تير ماه ۱۳۴۲، ‌ منطقه کهگيلويه و بويراحمد طبق تصويب نامه مجلس شوراى ملى وقت، از استان‌‌هاى فارس و خوزستان جدا شد و به يک فرماندارى کل تبديل شد و ياسوج که تا آن زمان خالى از سکنه بود، ‌ به عنوان مرکز آن تعيين گرديد. در اسفندماه ۱۳۵۲ شمسى فرماندارى کل کهگيلويه و بويراحمد به استان تبديل شد. به استناد کتاب «ممسنى در گذرگاه تاريخ» مردم لرستان، ‌ کهگيلويه و بويراحمد، ‌ ممسنى و حتى دشستان بوشهر از يک نژاد هستند و با يک زبان صحبت مى‌کنند و آداب و رسوم و فرهنگ مشابهى دارند. جمعيت و نيروى انسانى براساس نتايج سرشمارى عمومى نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵، جمعيت استان ۳۵۶‚۵۴۴ نفر بوده است که از اين تعداد ۳۹/۲۳ درصد در نقاط شهرى و ۶۰/۲۰ درصد در نقاط روستايى سکونت داشته و بقيه غيرساکن بوده‌اند. از تعداد ۳۵۶‚۵۴۴ نفر جمعيت استان، ۸۲۸‚۲۷۵ نفر مرد و ۵۲۸‚۲۶۸ نفر زن بوده‌اند. نسبت جنسى جمعيت استان برابر ۱۰۳ مى‌باشد. به عبارت ديگر، در مقابل هر ۱۰۰ نفر زن، ۱۰۳ نفر مرد وجود داشته است. از جمعيت اين استان ۴۷/۱۳ درصد در گروه سنى کمتر از ۱۵ سال، ۴۹/۶۷ درصد در گروه سنى ۶۴-۱۵ سال و ۳/۲۰ درصد در گروه سنى ۶۵ سال و بيشتر قرار داشته‌اند و سن بقيه افراد نامشخص بوده است. در سال مذکور، از جمعيت استان ۹۹/۸۴ درصد را مسلمانان تشکيل مى‌داده‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى ۹۹/۸۵ درصد و در نقاط روستايى ۹۹/۸۴ درصد بوده است. در فاصلهٔ سال‌هاى ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ تعداد ۰۴۷‚۸۶ نفر به استان وارد و يا در داخل آن جابه‌جا شده‌اند. محل اقامت قبلى ۲۲/۹۳ درصد مهاجران ساير استان‌ها، ۹/۴۴ درصد در شهرستان‌هاى ديگر همين استان و ۶۷/۰۴ درصد در شهرستان محل سرشمارى و محل اقامت بقيه افراد، خارج از کشور و يا اظهار نشده بوده است. مقايسهٔ محل اقامت قبلى مهاجران با محلى که در آن سرشمارى شده‌اند نشان مى‌دهد، ۴۲/۵۶ درصد از روستا به شهر، ۲۵/۶۴ درصد از شهر به شهر، ۲۲/۶۴ درصد از روستا به روستا و ۸/۵۸ درصد از شهر به روستا در طى ۱۰ سال قبل از سرشمارى آبان ۱۳۷۵ مهاجرت کرده‌اند. در آبان‌ماه ۱۳۷۵، از ۴۲۵‚۴۵۴ نفر جمعيت ۶ سال و بيشتر استان، ۷۵/۵۲ درصد باسواد بوده‌اند. نسبت باسوادى در گروه سنى ۱۴-۶ سال ۹۳/۶۳ درصد و در گروه سنى ۱۵ سال و بيشتر ۶۵/۰۳ درصد بوده است. در بين افراد لازم‌التعليم (۱۴-۶ سال)، نسبت باسوادى در نقاط شهرى ۹۸/۲۶ درصد و در نقاط روستايى ۹۰/۷۴ درصد بوده است. در اين استان، ‌ نسبت باسوادى در بين مردان ۸۲/۶۰ درصد و در بين زنان ۶۸/۳۰ درصد بوده است. اين نسبت در نقاط شهرى براى مردان و زنان به ترتيب ۹۲/۰۱ درصد و ۸۳/۱۹ درصد و در نقاط روستايى ۷۶/۲۸ درصد و ۵۸/۸۹ درصد بوده است. در آبان ماه ۱۳۷۵ از جمعيت ۲۴-۶ سال استان کهگيلويه و بوير احمد ۷۰/۱۵ درصد در حال تحصيل بوده‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى ۸۱/۸۷ درصد و در نقاط روستايى ۶۲/۶۳ درصد بوده است. در اين استان ۹۱/۱۶ درصد از کودکان، ۸۵/۷۶ درصد از نوجوانان و ۴۱/۵۹ درصد از جوانان به تحصيل در مقاطع مختلف اشتغال داشته‌اند. طبق سرشمارى مذکور، در اين استان، افراد شاغل و افراد بيکار (جوياى کار) در مجموع، ۳۰/۶۰ درصد از جمعيت ۱۰ سال و بيشتر را تشکيل مى‌داده‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى، ‌ ۲۹/۸۷ درصد و در نقاط روستايى، ۳۱/۰۲ درصد بوده است. از جمعيت فعال اين استان، ۸۸/۶۸ درصد را مردان و ۱۱/۳۲ درصد را زنان تشکيل مى‌داده‌اند. بيشترين ميزان فعاليت، مربوط به گروه سنى ۵۹-۵۵ سال با ۵۴/۱۳ درصد و کمترين ميزان آن مربوط به گروه سنى ۱۴-۱۰ سال با ۳/۵۶ درصد بوده است. بالاترين ميزان فعاليت براى مردان مربوط به گروه سنى ۳۹-۳۵ سال با ۹۶/۸۴ درصد و براى زنان مربوط به گروه سنى ۲۴-۲۰ سال با ۱۲/۹۳ درصد بوده است. در آبان‌ماه ۱۳۷۵، از شاغلان ۱۰ سال و بيشتر استان، ۲۸/۷۷ درصد در گروه کشاورزى، ۲۹/۳۶ درصد در گروه صنعت، ۴۰/۵۰ درصد در گروه خدمات و ۱/۳۷ درصد، اظهار نشده گزارش شده‌اند. اين نسبت‌ها در نقاط شهرى به ترتيب ۴/۱۹ درصد، ۲۸/۸۹ درصد، ۶۵/۴۵ درصد و ۱/۲۷ درصد و در نقاط روستايى ۴۴/۱۶ درصد، ۲۹/۹۹ درصد، ۲۴/۵۴ درصد و ۱/۳۰ درصد اظهار نشده گزارش شده است. جامعه عشايرى استان کهگيلويه و بويراحمد، به علت موقعيت طبيعى و جغرافيايى از گذشتهٔ دور تاکنون زيستگاه عشاير و محل سکونت ايلات گوناگون بوده است که بخشى از آن‌ها در چند دههٔ اخير اسکان يافته‌اند. جمعيت فعال آن به تدريج علاوه بر فعاليت‌هاى دامدارى به اشتغال در زمينهٔ کشاورزى، باغدارى و ساير مشاغل خدماتى و توليدى روى آورده‌اند. استان کهگيلويه و بويراحمد يک منطقهٔ کوهستانى و پرعارضه است. طول منطقه در قسمت کهگيلويه از مغرب و صيدون بهمئى تا تنگ سرخ سررود بويراحمد عليا حدود ۲۰۰ کيلومتر و عرض آن از دهِ حيدر کرار در غربى‌ترين منطقه زير بندر بابويى تا رود خرسان در شمال زيلايى حدود ۱۲۵ کيلومتر است، ولى طول و عرض همه اين ناحيه بدين وسعت نيست. استان کهگيلويه و بويراحمد به دو قسمت کهگيلويه و بويراحمد تقسيم شده است که نيمى از ايلات در منطقه کهگيلويه و نيمى ديگر در منطقه بويراحمد زندگى مى‌‌کنند. – ايل بويراحمد: اين ايل در سه ناحيه بويراحمد عليا، سفلى و گرمسيرى استقرار دارد. در قلمرو هر يک از نواحى فوق طوايف مختلف بويراحمدى زندگى مى‌کنند. علاوه بر سه ناحيه ياد شده، طوايفى از ايل بويراحمد در گرمسير بابويى، سردسير چرام و منطقه رستم ممسنى زندگى مى‌کنند. ناحيه بويراحمد عليا شامل سررود، دشت روم، سفيدار، جليل، بابکان منطقه رستم ممسنى مى‌باشد. ايلات بويراحمد سفلى نواحى جنوب غربى، شرق و شمال و مرکز استان را براى زندگى گرمسيرى و سردسيرى خود انتخاب کرده‌اند. ايل بويراحمد گرمسيرى نيز در قسمتهاى پشت دوک و زيردوک که توسط ارتفاعات موجود به دو واحد مکانى تقسيم شده‌اند، زندگى مى‌کنند. – ايل بهمئى: اين ايل در غرب استان استقرار يافته و با توجه به رشته‌کوه‌هاى مرتفع سياه و سفيد که در مرکز آن قرار دارد، به دو منطقه بهمئى احمدى و بهمئى محمدى تقسيم شده است. بهمئى احمدى نيمهٔ جنوبى و بهمئى محمدى نيمهٔ شمالى ناحيه را در بر مى‌گيرد. – ايل باشت و بابويى: اين ايل منطقه وسيعى از جنوب استان را به خود اختصاص داده که به بخش زيرکوه و پشت کوه معروف است. – ايل طيبى: قلمرو اين ايل مناطق غرب استان را در بر مى‌گيرد و به دو ناحيه طيبى سرحدى و طيبى گرمسيرى تقسيم مى‌شود. – ايل دشمن زيارى: در منطقه مرکزى استان استقرار يافته است و به دو بخش سردسيرى و گرمسيرى تقسيم مى‌شود. برفکوه (برفکون) مرز گرمسير و سردسير اين منطقه است. ناحيه سردسيرى ميان کوه‌هاى مرتفع جوکار و رون در شمال و ناحيه برفکون در جنوب قرار دارد. – ايل چرام: اين ايل در مرکز استان در ميان مناطق بويراحمدنشين استقرار يافته است. نيمهٔ غربى اين منطقه، ناحيهٔ گرمسيرى و نيمهٔ‌ شرقى آن را ناحيه سردسيرى تشکيل مى‌دهد. نواحى تل‌گرد و طسوج از محل‌‌هاى عمده استقرار ايل چرام است. ايلات مختلف استان در طول سال به ييلاق و قشلاق مى‌پردازند و در جريان کوچ جلوه‌هاى ويژه‌اى از زندگى عشاير کوچ‌نشين را به نمايش مى‌گذارند. ناحيه ييلاقى عشاير از کوه‌هاى منگشت – واقع در شمال غربى کهگيلويه – آغاز و تا قلل مرتفع دنا در شرق به طول ۲۰۰ کيلومتر ادامه مى‌يابد. قسمت بزرگ منطقهٔ ييلاقى عشاير در بويراحمد و بهمئى واقع شده است. ناحيه قشلاقى ايلات از جنوب شرقى رامهرمز آغاز مى‌شود و تا تنگ پرين بابويى در مشرق ادامه مى‌يابد. نزديک به نيمى از ناحيه قشلاقى منطقه، قلمرو بويراحمدى‌هاست. نواحى چال بايار، موردراز، سرآستانه و فشيان، چرام، کوه دين، ده‌لا، دره نرگس، خشاب، پرشير، دشت گز، بابوى و نواحى اطراف دوگنبدان نيز جزء‌ قلمرو قشلاقى طوايفى از بويراحمديها محسوب ‌مى‌شود. زمان کوچ ايلات کاملاً به وضع اقليم محلى بستگى دارد. معمولاً کوچ به ييلاق هنگامى صورت مى‌گيرد که مراتع ييلاق قابل بهره‌بردارى و هواى آن نيز براى زندگى مساعد باشد. ارديبهشت ماه آغاز فصل کوچ از قشلاق به ييلاق است. مدت توقف در ييلاق حدود پنج ماه به طول مى‌انجامد و با سرد شدن تدريجى هوا کوچ نيز به تدريج به سمت قشلاق آغاز مى‌شود. اوايل مهرماه کوچندگان از قشلاق، با احشام خود حرکت مى‌کنند، ولى آن گروه از عشاير که در نواحى مرتفع‌تر ييلاقى استقرار مى‌يابند، ‌ به علت فرا رسيدن زود هنگام سرما زودتر از سايرين کوچ مى‌کنند. طول مسيرهاى کوچ و ايل راه‌ها براى طوايف مختلف يکسان نيست و ممکن است تا بيش از ۱۰۰ کيلومتر تغيير کند که نوعاً به کوچ کوتاه و يا کوچ بلند معروف است. مسير کوچ کوتاه از ۱۰ تا ۱۵ کيلومتر تجاوز نمى‌کند. معمولاً در اين نوع کوچ‌ها، سياه چادرهاى عشايرى در اطراف دهات سردسيرى برپا مى‌شود. طولانى‌ترين ايل راه عشاير بويراحمد حدود ۲۵۰ کيلومتر و متعلق به طايفه «عمله بويراحمد عليا» است که آب نهر در ناحيه کوهستانى تا کوه دين، دره لار و ليشتر بزرگ را در بر مى‌گيرد. هر ايل کهگيلويه و بويراحمد «ايل راه» مخصوصى دارد که قرنهاست از مسير آن عبور مى‌کنند. وضعيت اقتصادى خاک مساعد، ‌ منابع آب کافى، جنگل‌هاى انبوه، سرسبز و مراتع نسبتاً غنى باعث شده که استان کهگيلويه و بويراحمد از نظر اقتصادى، به عنوان ناحيه‌اى کشاورزى و دامپرورى به شمار آيد. مهم‌ترين رکن فعاليت اقتصادى مردم اين استان را دامپرورى تشکيل مى‌دهد که از ديرباز رواج داشته است. دامپرورى به دو روش متحرک و ساکن وجود دارد که نوع متحرک آن توسط عشاير کوچندهٔ‌ استان و به تبعيت از شرايط آب و هوايى و تغييرات فصلى، براى دسترسى به مراتع و علوفهٔ مورد نياز، ‌ به صورت ييلاق و قشلاق انجام مى‌گيرد. علاوه بر دامپرورى به شيوه‌هاى سنتى و بومى، در سال‌هاى اخير تعدادى دامدارى صنعتى، متشکل از گاودارى و پرواربندى گوسفند به صورت پراکنده در سطح استان رواج يافته است. استان کهگيلويه و بويراحمد به برکت طبيعت مساعد، ‌ به ويژه تنوع گياهان جنگلى و وجود آب و هواى مساعد براى پرورش زنبور عسل، شرايط مناسبى دارد. علاوه بر رواج زنبوردارى سنتى درمناطق روستايى، گسترش کندوهاى زنبور عسل به شيوه نوين در سال‌هاى اخير، باعث افزايش درآمد کشاورزان و زنبورداران شده است. زنبوردارى نقش مؤثرى در حفظ محيط طبيعى، خاصه پوشش گياهى و نباتات علوفه‌اى دارد. زنبور عسل علاوه بر انتقال گردهٔ گياهان، ‌ نقش مهمى در بارورى درختان ميوه دارد که در سالهاى اخير در استان توسعه و گسترش يافته است. مرغدارى صنعتى نيز در سال‌هاى اخير در استان کهگيلويه و بويراحمد گسترش يافته است و بخشى از نيازمندى‌هاى اهالى شهرنشين استان را تأمين مى‌کند. بعد از دامدارى، کشاورزى مهم‌ترين فعاليت اقتصادى ساکنان اين استان را تشکيل مى‌دهد. به علت طبيعت خاص اين منطقه و وجود اراضى کوهستانى و تپه ماهورى، کشاورزى آن عمدتاً به صورت ديم به ويژه کشت گندم صورت مى‌گيرد. مطالعات انجام شده نشان مى‌دهد تنها حدود يک پنجم خاک استان را تپه ماهورها و اراضى نسبتاً مسطح تشکيل مى‌دهد که زمين‌هاى قابل کشت نيز در اين مجموعه به جلگه‌ها يا دشت‌ها محدود مى‌باشد. علاوه بر کشت گندم و جو که به صورت ديم و آبى در اکثر مناطق استان رايج است، کشت برنج نيز در مناطق گرم و معتدل استان که منابع آب کافى دارند، معمول مى‌باشد. محصولات مهم کشاورزى در اين استان غلات، حبوبات، نباتات علوفه‌اى، ذرت و صيفى‌جات است که کشت آن‌ها در مناطق مختلف استان رواج دارد. موقعيت طبيعى مرتفع، به ويژه کمبود زمين‌هاى مسطح در مناطق شرق و شمال شرق استان، باعث شده است که باغدارى در دره‌هاى کوهستانى و بر روى ارتفاعات ناهموار و پرآب اين مناطق رواج يابد. در ساير مناطق مستعد استان نيز غرس انواع درختان، از جمله سيب، انگور، گردو و مرکبات رونق يافته است. در اين ميان توليد سيب در منطقه بويراحمد، درخت انگور در منطقهٔ سى‌سخت و توليد انار، خرما و انواع مرکبات در مناطق کهگيلويه، گچساران و چرام اهميت بيشترى يافته است. با وجود ذخاير غنى نفت، گاز و پراکندگى ساير منابع معدنى در استان کهگيلويه و بويراحمد، ‌ فعاليت‌‌هاى صنعتى و معدنى در اين استان، نسبت به ديگر مناطق کشور، رشد نيافته و رونق چندانى ندارد. علاوه بر صنايع استخراج نفت در گچساران و کارخانه قند ياسوج، بقيهٔ کارگاه‌هاى صنايع دستى و توليدى تازه تأسيس شده‌اند و در زمينه‌هاى صنايع غذايى‌، فلزى، نساجى و چرم، چوب و سلولزى، شيميايى و دارويى و صنايع ساختمانى فعاليت مى‌کنند. با وجود اين، ميزان فعاليت‌هاى صنعتى و معدنى نسبت به فعاليت‌هاى بخش کشاورزى و خدمات بسيار کم است. صنايع موجود در اين استان به دو گروه تقسيم مى‌شوند: – صنايع دستى: با توجه به شرايط اجتماعى و اقتصادى و ويژگى‌هاى طبيعى استان که عمدتاً متکى بر کشاورزى و دامپرورى است، صنايع دستى آن نيز، شامل فرشبافى سنتى، بافت انواع گليم، جاجيم، گبه، خورجين، سياه چادر، نمد و محصولاتى نظاير آن است که بافت آنها در اغلب خانه‌ها و در بيش‌تر مناطق روستايى و عشايرى رواج دارد. فرشبافى مهم‌ترين صنعت دستى اين استان است که در اغلب روستاها توليد مى‌شود. – صنايع ماشينى: مهم‌ترين صنعت وابسته به کشاورزى، کارخانه قند ياسوج است که با توجه به سطح کشت و ميزان توليد چغندرقند در طول ساليان گذشته همواره با کاهش ظرفيت و رکود توليد همراه بوده است. بزرگترين صنعت موجود استان، صنعت نفت است که بهره‌گيرى از آن در گچساران و بى‌بى‌حکيمه همراه با ايجاد تأسيسات حفارى و استخراج طى چند دههٔ اخير ادامه داشته است. امروزه علاوه بر استفاده از گاز طبيعى اين منطقه در امور غيرصنعتى، بخش زيادى از آن به وسيله خط لوله به کارخانهٔ‌ کود شيميايى شيراز منتقل مى‌گردد. همچنين نفت خام گچساران به وسيله يک خط لوله به مخازن نفت جزيرهٔ خارک وارد و از همان جا با فشار طبيعى به مخازن نفتکش‌هاى عظيم صادراتى بارگيرى مى‌شود. از انواع صنايع ديگر نيز تعدادى کارگاه و مراکز توليدى کوچک و بزرگ در زمينه‌هاى مختلف صنعتى، در شهرها و بخش‌هاى تابعه استان را مى‌توان نام برد. در زمينهٔ شناخت و ارزيابى ذخاير معدنى استان نيز اقداماتى انجام شده است. معادن مهم استان کهگيلويه و بويراحمد برحسب نوع معدن، اعم از فلزى يا غيرفلزى و پراکندگى آن‌ها به شرح زير مى‌باشند: – معادن بوکسيت در روستاى سر فارياب دهدشت. – ‌ معدن مس در روستاى خزنگاه بويراحمد. – ذخاير فسفات در روستاى جان قانى (تيام) در منطقهٔ سرفارياب. – ذخاير گوگرد در روستاى نزاع علياى گچساران. – معادن سنگ‌هاى ساختمانى در اکثر مناطق استان. – معادن گچ در بيشتر مناطق استان. علاوه بر معادن فوق، از معادن ديگرى از جمله شن و ماسه، خاک رس، سنگ آهک و سنگ‌نما نيز که در مناطق مختلف استان پراکنده هستند مى‌توان نام برد. از اکثر اين معادن در فعاليت‌هاى ساختمانى و راهسازى و توليد آجر و موزائيک استفاده مى‌شود. استان کهگیلویه و بویراحمد