استان كردستان همراه با عکس

.
استان كردستان همراه با عکس
.
استان كردستان همراه با عکس
موقعيت جغرافيايى و تقسيمات سياسى استان استان کردستان با وسعتى معادل ۲۰۳‚۲۸ کيلومترمربع در غرب ايران و در مجاورت بخش شرقى کشور عراق قرار دارد. اين استان که در دامنه‌ها و دشت‌هاى پراکندهٔ سلسله جبال زاگرس ميانى قرار گرفته است، ‌ از شمال به استان‌هاى آذربايجان غربى و زنجان، ‌ از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است. استان کردستان بين ۳۴ درجه و ۴۴ دقيقه تا ۳۶ درجه و ۳۰ دقيقه عرض شمالى و ۴۵ درجه و ۳۱ دقيقه تا ۴۸ درجه و ۱۶ دقيقه طول شرقى از نصف‌النهار گرينويچ قرار گرفته است. استان کردستان براساس آخرين تقسيمات کشورى در سال ۱۳۷۵، داراى ۸ شهرستان، ۱۲ شهر، ۲۱ بخش، ۷۸ دهستان و ۱۷۶۵ آبادى داراى سکنه بوده است. شهرستان‌هاى اين استان عبارتند از: بانه، بيجار، ديواندره، سقز، سنندج، قروه، کامياران و مريوان. در حال حاضر استان کردستان با مجموعهٔ شهرها، روستاها و عشايرى که در اقصى نقاط آن پراکنده شده و استقرار يافته‌اند، به يکى از نواحى در حال توسعه غرب کشور تبديل شده و از پتانسيل‌هاى توريستى و تفرجگاهى قابل‌توجهى برخوردار است. جغرافياى طبيعى و اقليم استان استان کردستان منطقه‌اى کاملاً کوهستانى است که از مريوان تا درهٔ قزل اوزن و کوه‌هاى زنجان جنوبى در مشرق گسترده شده است. ناهموارى‌هاى اين استان که تحت عنوان ناحيهٔ کوهستانى کردستان مرکزى بررسى مى‌شود، مشتمل بر دو بخش غربى و شرقى است. اين دو قسمت از نظر شکل پستى و بلندى و جنس زمين متفاوتند. قسمت وسيعى از سنندج، مريوان و سرزمين‌هاى اطراف آن‌ها تا جنوب کردستان بخش کوهستانى غربى را تشکيل مى‌دهد. در اين ناحيه، يکنواختى و سستى جنس زمين اَشکال مشابهى را به وجود آورده که از ويژگى‌هاى آن کوه‌هاى گنبدى شکل با شيب يکنواخت و ملايم همراه با درّه‌هاى باز است. اين يکنواختى را طبقات آهکى سخت و سنگ‌هاى درونى که بين لايه‌هاى سست ظاهر مى‌شوند، درهم ريخته و آن را به صورت صخر‌ه‌هاى عريان درآورده است. نوع مشخص اين ناهموارى‌ها، ‌ ناحيه کوهستانى چهل چشمه در بين مريوان و سقز است که دنبالهٔ پستى و ‌بلندى‌هاى اين ناحيه را در جنوب و مشرق، تشکيل داده‌اند و دامنهٔ غربى آن تا داخل کشور عراق کشيده شده است. در اين ناحيه شعبه‌هاى رود قزل اوزن در شرق و شمال شرقى و رود سيران در جنوب چهرهٔ زمين را به طور کامل تغيير داده‌اند. بخش کوهستانى شرقى، قسمت‌هاى شرقى سنندج را در بر مى‌گيرد و در حد فاصل ناحيهٔ غربى و شرق، يک رشته از ارتفاعات آتشفشانى شمالى ـ جنوبى را به وجود مى‌آورد. در شرق اين رشته کوه، شهرستان‌هاى قروه و بيجار قرار گرفته‌اند که شکل زمين در آنها با پستى و بلندى‌هاى ناحيهٔ غربى به کلى متفاوت است. از ويژگى‌هاى اين ناحيه، وجود يک حصار کوهستانى متشکل از سنگ‌هاى دگرگونى و رسوبى است که دشت‌هاى مرتفع هموار و تپه ماهورى را احاطه کرده است. در اين ناحيه به استثناى کوه‌هاى بيجار، دشت‌هاى نسبتاً وسيعى نيز وجود دارد. اين دشت‌ها به وسيلهٔ شعبه‌هاى رود قزل‌اوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور در آمده‌اند. مرتفع‌ترين دشت اين ناحيه «هوه‌تو» خوانده مى‌شود که با ۲۲۰۰ متر ارتفاع در شمال سنندج واقع شده است. بلندترين کوه‌هاى اين ناحيه، شاه‌نشين در شمال بيجار، شيدا در مرکز و پنجه على بين قروه و سقز است. استان کردستان به طورکلى تحت تأثير دو جريان عمدهٔ هواى گرم و سرد قرار دارد و اقليم‌هاى گوناگونى را به وجود مى‌آورد. بيش‌ترين ميزان بارش جوى در ناحيه غربى استان (شهرهاى بانه و مريوان) حدود ۸۰۰ ميلى‌متر در سال و کم‌ترين ميزان بارندگى آن در ناحيهٔ شرقى حدود ۴۰۰ ميلى‌متر در سال است. ميزان نزولات جوى در قسمت مرکزى استان (شهرهاى سقز و سنندج) نزديک به ۵۰۰ ميلى‌متر در سال است. تمام قلمرو استان در بهار و تابستان آب و هوايى خنک و معتدل دارد. مقايسه ارقام ميانگين‌ دماى ماه‌هاى مختلف سال در مرکز استان نشان مى‌دهد که متوسط دماى روزانه در ارديبهشت ماه ۱۶/۱ و در مهرماه ۱۶/۹ درجه سانتى‌گراد است. ميانگين دماى ماه‌هاى اين دوره از ۲۲ تا ۲۸ درجه سانتى‌گراد متغير است. اين درجه، دماى مطلوبى براى صنعت گردشگرى مى‌باشد. از اين‌رو ۶ ماه از سال در مرکز استان کردستان براى جريان جهانگردى بهترين و مناسب‌ترين ايام به حساب مى‌آيد. سردترين ماه سال در شهرستان سنندج، بهمن‌ماه است که حداقل دماى آن به حدود يک درجه زير صفر مى‌رسد. تعداد روزهاى يخبندان در سنندج ۹۲ روز در سال گزارش شده است. در پهنهٔ استان کردستان پاره اقليم‌هاى گوناگونى وجود دارد که در زير به انواع و نواحى مشخص آن اشاره مى‌شود: – درهٔ ميرآوا (اميرآباد) که زمستان‌هاى سرد و تابستان‌هاى معتدل دارد. – مسير سنندج به سمت سقز (دشت اوباتو) که زمستان‌هاى فوق‌العاده سرد و تابستان‌هاى معتدل دارد. – مسير مريوان به بندر دزلى که زمستان‌هاى سرد با يخبندان‌هاى طولانى دارد و در فصل تابستان روزهاى آن گرم و شب‌هاى آن خنک است. – ناحيه اورامانات که آب و هواى آن مرطوب و معتدل است. – مسير سنندج به مريوان که اقليمى نيمه خشک و نيمه مرطوب دارد. نفوذ توده‌هاى مرطوب زمستانى و بهارى در مريوان و درياچه زريوار تأثير فراوانى در مرطوب و معتدل شدن هواى اين ناحيه دارد. ميزان رطوبت و بارش مناسب باعث ايجاد جنگل‌هاى انبوه بلوط و گونه‌هاى مختلف درختان جنگلى شده است. پوشش گياهى اين ناحيه مناظرى شگفت‌انگيز و باشکوه دارند. از آنجا که تنوع اقليمى همراه با ساير شرايط مناسب، از جاذبه‌هاى مهم در صنعت جهانگردى به شمار مى‌رود و جهانگردان خواهان دماى مطلوب و مطبوعى (۲۵-۲۲ درجه سانتى‌گراد) هستند، استان کردستان به ويژه در فصول بهار و تابستان از اين نظر بسيار مناسب و داراى قابليت‌هاى جهانگردى ويژه است. جغرافياى تاريخى استان کردها مردمانى آريايى نژادند که چندين هزار سال قبل از ميلاد به اين منطقه مهاجرت کرده‌اند. تاريخ اقوام کرد تا قبل از اسلام چندان روشن نيست. در اسناد سومرى، بابلى، اکدى و آشورى نام اقوامى ديده مى‌شود که شباهت به کلمهٔ کرد دارد، ولى از همه نزديک‌تر چه از لحاظ زبان‌شناسى و چه از نظر جغرافيايى و چه از نظر توصيفى، نام قومى است به نام «کردوخوي» که در کتاب «سفر جنگي» گزنفون ذکر شده است. اين قوم در کوه‌ها و دره‌هاى ميان عراق و ارمنستان و مخصوصاً در محلى که امروزه «زخو» ناميده مى‌شود و در ۶۰ کيلومترى شمال غربى موصل در عراق قرار دارد، ساکن بوده‌اند. گزنفون، آنان را به دليرى و چالاکى مى‌ستايد. اين قوم سپاه ده هزار نفرى گزنفون را تا هنگامى که به جلگه‌هاى شمال رسيدند، تعقيب کردند و صدماتى نيز بر آنها وارد آوردند. «پوليبيوس» (۲۰۰-۱۲۰ ق.م) نيز از اقوامى که در قسمت‌هائى از آذربايجان کنونى زندگى مى‌کردند و به نام «کورتييوي» يا «کورتى‌اي» خوانده مى‌‌شدند، ياد مى‌کند. «استرابون» و «ليوي» مى‌گويند که اين اقوام در فارس نيز ساکن بوده‌اند. چنانکه در زمان ساسانيان و اوايل اسلام چادرنشينان کوهستان‌هاى فارس را کرد مى‌خواندند. اگر تاريخ اقوام کرد در پيش از اسلام تاريک و مبهم است، تاريخ آنان در پس از اسلام در پرتو تأليفات مورخان اسلامى تا اندازه‌اى روشن‌تر است، ولى در اين دوره هم، چون از کرد به طور فرعى و ثانوى – ضمن اخبار ممالک اسلامى – سخن به ميان آمده، دربارهٔ تاريخ اين قوم به طور اساسى و مستمر مطلب کاملى نوشته نشده است و فقط در دورهٔ صفوى نخستين کتاب مهم دربارهٔ قوم کرد و به زبان فارسى تدوين شده که همان «شرفنامه بدليسي» است. اعراب در تاريخ ۱۶ يا ۲۰ هـ.ق قلعه‌‌ها و استحکامات کردها را تصرف کردند. در ۲۳ هـ.ق که سپاه عرب در ايالت فارس مشغول فتوحات بود، اکراد فارس در دفاع از فسا و دارابجرد شرکت داشتند. فتح شهر «زور» و «داراباذ» که از شهرهاى کردنشين بودند، ‌ در سال ۲۲ هـ.ق صورت گرفت. ابوموسى اشعرى در سال ۲۵ هـ.ق کردان را سرکوب کرد. در سال ۳۸ هـ.ق اکراد ناحيهٔ اهواز در قيام «خريت ابن راشد» بر ضد اميرالمومنين على (ع) جانب خريت را گرفتند و پس از قتل خريت عده زيادى از ايشان کشته شدند. در سال ۹۰ هـ.ق اکراد فارس سر به شورش برداشتند و اين شورش بوسيله «حجاج ابن يوسف ثقفي» سرکوب شد. در سال ۱۴۸ هـ.ق اکراد موصل قيام کردند و منصور خليفه عباسى، «خالد برمکي» را براى سرکوبى آنان به آنجا فرستاد و وى نيز شورش کردها را سرکوب کرد. در سال ۲۲۴ هـ.ق يکى از پيشوايان اکراد اطراف موصل به نام «جعفر ابن فهرجيس» بر ضد خليفه معتصم سر به شورش گذاشت. خليفه، سردار معروف خود «آيتاخ» را به جنگ او فرستاد. آيتاخ پس از جنگى سخت جعفر را کشت و بسيارى از اکراد را مقتول يا اسير کرد و اميران و زنان و اموال ايشان را به تکريت برد. در سال ۲۳۱ هـ.ق اکراد به اطراف اصفهان و فارس تاختند. يکى از سرداران ترک خليفه به نام «وصيف»، پس از پيروزى، نزديک به پانصد نفر از آنان را به اسيرى به بغداد برد. در سال ۲۸۱ هـ.ق چادرنشينان عرب با اکراد در نواحى موصل و ماردين متحد شده و تحت رهبرى «حمدان ابن حمدون» جنگ عليه معتضد را شروع کردند که به کشته شدن و اسارت گروهى از آنان منجر شد. در سال ۳۱۴ هـ.ق در زمان خلافت المقتدر بالله و امارات ناصرالدوله حمدانى، در ناحيه موصل يک بار ديگر کردها سر به شورش برداشتند. در فاصلهٔ سال‌هاى ۳۲۷ و ۳۴۵ هـ.ق شخصى به نام «ديسم» که از خوارج بود و پدرى عرب و مادرى کرد داشت، با گردآورى کردهاى آذربايجان، با «آل مسافر» و ديگر حکمرانان آذربايجان به جنگ پرداخت و سرانجام گرفتار شد و در زندان درگذشت. در قرن‌هاى چهارم، پنچم و ششم هجرى، «شداديان» که کرد بودند حکومت‌هاى مستقلى را در نواحى کردنشين تشکيل دادند. خاندان شدادى از قبيلهٔ روادى بودند و دولت معروف ايوبى در مصر و شام از همين خاندان برخاستند. در سال ۳۵۹ هـ.ق عضدالدوله ديلمى با کردهاى موصل درگير شد و پس از غلبه، قلاع آنها را ويران کرد و همهٔ سران کرد را به قتل رسانيد. در سال ۳۷۳ هـ.ق «محمد بن غانم» همراه کردان برزکانى در حوالى قم عليه فخرالدوله ديلمى سر به شورش برداشت، ليکن فخرالدوله به وسيلهٔ «بدربن حسنويه» با وى از در صلح و آشتى درآمد، اما ديرى نپائيد که سپاهى را روانهٔ سرکوبى وى کرد. محمدبن غانم در اين پيکار شکست خورد و به اسارت سپاهيان فخرالدوله درآمد و در اسارت در گذشت. يکى از رويدادهاى مهم دوران زمامدارى شرف‌الدوله ديلمى (۳۷۲-۳۷۹ هـ.ق) پيکار او در سال ۳۷۷ هـ.ق با بدربن حسنويه در کرمانشاه است که به پيروزى بدر و شکست شرف‌الدوله منجر شد. در نتيجه بدربن حسنويه بر قسمت مهمى از عراق عجم مسلط شد. وى در سال ۴۰۵ هـ.ق به دست طايفه‌اى کرد که «جورقان» نام داشت، کشته شد. شمس‌الدوله پسر فخرالدوله ديلمى بلافاصله متصرفات وى را ضميمهٔ قلمرو خود کرد. شاپور خواست (خرم‌آباد)‌، دينور، بروجرد، نهاوند، ‌ اسدآباد و قسمتى از اهواز از جملهٔ متصرفات او بودند. ظاهراً اصطلاح کردستان را سلاجقه براى تميز نواحى کردنشين از ولايت جبال عراق وضع کردند و آن ايالتى بود مشتمل بر سرزمين‌هاى بين آذربايجان و لرستان و قسمتى از اراضى سلسله جبال زاگرس که مرکز آن نيز در ابتدا ناحيهٔ بهار در ۱۸ کيلومترى شمال غربى همدان و بعدها چمچال در نزديک کرمانشاه امروزى بود. شهرهاى کردستان در زمان حملهٔ مغول از قتل و غارت مصون نماند. در زمان تيمور و ترکمانان قره قويونلو و آق قويونلو، کردستان و دياربکر ميدان تاخت و تاز سپاهيان تيمور و ترکمانان شد. شاه اسماعيل اول – مؤسس سلسلهٔ صفويه – به علت اين که کردها پيرو مذهب تسنن بودند، چندان روابط حسنه‌اى با آنها نداشت، درمقابل، سلاطين عثمانى در تقويت هر چه بيشتر کردان مى‌کوشيدند. در دورهٔ صوفيه دولت ايران به قسمت وسيعى از کردستان آن روز تسلط داشت که دامنه‌هاى شرقى کوه‌هاى زاگرس را در بر مى‌گرفت. با تشکيل سلسلهٔ زنديه، براى نخستين بار در تاريخ ايران سلسله‌اى کرد نژاد به سلطنت رسيد. در اواخر سلسلهٔ زنديه نيز طايفهٔ دنبلى که يکى از طوايف بزرگ کرد بود، قسمتى از آذربايجان غربى را در تصرف داشتند و مرکز حکومت و قدرت آنها شهر خوى بود. در قرن نوزدهم ميلادى بارها کردها در خاک عثمانى ميل باطنى خود را براى رسيدن به استقلال و تشکيل دولتى کرد زبان ظاهر کردند. در سال ۱۸۷۸ ميلادى شيخ عبيدالله نقشبندى به فکر تأسيس کردستان مستقل تحت حمايت دولت عثمانى افتاد. در سال ۱۸۸۰ ميلادى طرفداران وى، اطراف اروميه، ساوجبلاغ، مراغه و مياندوآب را به تصرف خود درآوردند و سپاهيان ايران به زحمت توانستند تجاوز آنان را دفع کنند. در سال ۱۹۴۶ ميلادى قاضى محمد همزمان با حضور قواى متفقين در ايران و حمايت دولت روسيه شوروى از او، جمهورى خلق کردستان را که مرکز آن مهاباد بود، ‌ تشکيل داد. پس از تخليهٔ کامل ايران از قواى متفقين و اعزام ارتش دولت مرکزى به نواحى آذربايجان و کردستان، اين شورش و جمهورى ناشى از آن نيز از هم پاشيد. کردستان امروزى يکى از نواحى و استان‌هاى مهم و استراتژيک سرزمين ايران به شمار مى‌رود و همچنان رو به توسعه و رشد است. وضعيت اجتماعى و اقتصادى استان طبق نتايج سرشمارى عمومى نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵، جمعيت استان کردستان ۳۸۳‚۳۴۶‚۱ نفر بوده است که از اين تعداد ۵۲/۴۲ درصد در نقاط شهرى و ۴۷/۵۸ درصد در نقاط روستايى سکونت داشته‌اند. از جمعيت فوق، ۱۶۵‚۶۸۵ نفر مرد و ۲۱۸‚۶۶۱ نفر زن بوده‌اند. در اين استان در مقابل هر ۱۰۰ نفر زن، ۱۰۴ نفر مرد وجود داشته است. از جمعيت اين استان ۴۲/۷۶ درصد در گروه سنى کمتر از ۱۵ ساله، ۵۳/۶ درصد در گروه سنى ۶۴-۱۵ ساله و ۴/۱۸ درصد در گروه سنى ۶۵ ساله و بيشتر قرار داشته‌اند و سن بقيه افراد نيز نامشخص بوده است. در سال مذکور، از جمعيت استان ۹۹/۹۰ درصد را مسلمانان تشکيل مى‌داده‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى ۹۹/۸۶ درصد و در نقاط روستايى ۹۹/۹۴ درصد بوده است. در فاصله سال‌هاى ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵، ۹۰۹‚۲۴۳ نفر به استان وارد و يا در داخل آن استان جابجا شد‌ه‌اند. مقايسه محل اقامت قبلى مهاجران با محلى که در آن سرشمارى شده‌اند، نشان مى‌دهد که ۴۷/۰۹ درصد از مهاجران از روستا به شهر، ۲۵/۴۱ درصد از شهر به شهر، ۱۰/۹۳ درصد از روستا به روستا و ۱۲/۴۲ درصد از شهر به روستا در طى ۱۰ سال قبل از سرشمارى آبان ۱۳۷۵ مهاجرت کرده‌اند. بيشترين تعداد مهاجران وارد شده و يا جابجا شده در نقاط شهرى مربوط به ۸ سال قبل از سرشمارى در حدود ۲۲/۶۰ درصد و براى نقاط روستايى مربوط به کمتر از يکسال قبل از سرشمارى حدود ۲۰/۲۵ درصد بوده است. در آبان ماه همان سال، از جمعيت ۶ ساله و بيشتر استان، بيش از ۶۸ درصد باسواد بوده‌اند. نسبت باسوادى در گروه سنى ۱۴-۶ ساله ۹۱/۵۹ درصد و در گروه سنى ۱۵ ساله و بيشتر ۵۶/۸۹ درصد بوده است. در بين افراد لازم‌التعليم (۱۴-۶ ساله)، ‌ نسبت باسوادى در نقاط شهرى ۹۵/۸۸ درصد و در نقاط روستايى ۸۷/۰۷ درصد بوده است. در اين سال نسبت باسوادى استان در بين مردان ۷۸/۷۹ درصد و در بين زنان ۵۷/۴۱ درصد بوده است. اين نسبت در نقاط شهرى براى مردان و زنان به ترتيب ۸۵/۲۱ درصد و ۶۷/۸۱ درصد و در نقاط روستايى ۷۱/۱۸ درصد و ۴۵/۹۶ درصد بوده است. در همان سال از جمعيت استان، ۸۷/۷۶ درصد از کودکان، ۷۱/۴۷ درصد از نوجوانان و ۷۶/۲۶ درصد از جوانان به تحصيل اشتغال داشته‌اند. در آبان‌ماه ۱۳۷۵، در اين استان، ‌ افراد شاغل و افراد بيکار (جوياى کار) در مجموع ۳۶/۹۵ درصد از جمعيت ده ساله و بيشتر را تشکيل مى‌داده‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى ۳۴/۳۲ درصد و در نقاط روستايى ۴۰/۰۴ درصد بوده است. از جمعيت فعال اين استان، ۸۹/۲۵ درصد را مردان و ۱۰/۷۵ درصد را زنان تشکيل مى‌داده‌اند. بيشترين ميزان فعاليت، مربوط به گروه سنى ۴۴-۴۰ ساله با ۵۳/۸۲ درصد و کمترين ميزان مربوط به گروه سنى ۱۴-۱۰ ساله با ۷/۳۸ درصد بوده است. بالاترين ميزان فعاليت براى مردان مربوط به گروه سنى ۳۹-۳۵ ساله با ۹۷/۲۴ درصد و براى زنان مربوط به گروه سنى ۲۴-۲۰ ساله با ۱۲/۶۵ درصد است. در سال مذکور، از شاغلان ده ساله و بيشتر استان، ۳۷ درصد در گروه عمدهٔ کشاورزى، ۲۸/۹۴ درصد در گروه عمدهٔ صنعت ۳۸/۰۲ درصد در گروه عمدهٔ خدمات و ۱/۰۴ درصد اظهار نشده گزارش شده‌اند. اين نسبت‌ها در نقاط شهرى به ترتيب ۴/۳۵ درصد، ۳۲/۰۳ درصد، ۶۲/۳۳ درصد و ۱/۲۸ درصد و در نقاط روستايى به ترتيب ۵۹/۲۱ درصد، ۲۵/۹۰ درصد، ۱۴/۱۰ درصد و ۰/۷۹ درصد گزارش شده است. در ترکيب اجتماعى استان کردستان جامعهٔ عشايرى جايگاه ويژه‌اى دارد. عشاير اين استان از طوايف قديمى کرد ايران هستند که با زبان کردى سخن مى‌گويند و اکثريت آنان اسکان يافته‌اند و عمدتاً به دامپرورى مى‌پردازند. عشاير کردستان بيشتر در مناطق بانه، ‌ سقز، مريوان، ديواندره، سنندج و اورامانات که کوهستان‌هاى بلند و دره‌هاى عميق دارد به سر مى‌برند. کوچ اين طوايف، کوتاه و محدود است و غالباً در کوهپايه‌هاى محل زندگى خود رمه‌گردانى مى‌کنند. اکثريت عشاير کردستان به زندگى کشاورزى و دامدارى اشتغال دارند و بخشى از آن‌ها نيمه کوچنده هستند و در داخل استان و حواشى نقاط مرزى جابه‌جا مى‌شوند. مهم‌ترين ايلات کردستان عبارتند از: شيخ اسماعيلى، دراجى، سورسورى، لک، ‌ کوماسى، گلباغى، منمى و قال قالي. استان کردستان از لحاظ اقتصاد کشاورزى از مناطق قابل توجه و از لحاظ دامپرورى يکى از قطب‌هاى اساسى دامدارى کشور است. توليدات کشاورزى اين استان را به ترتيب اهميت، گندم، ‌ جو و حبوبات تشکيل مى‌دهد و با توجه به شرايط طبيعى، فعاليت‌هاى کشاورزى آن به شکل ديمى و آبى صورت مى‌پذيرد. از ميان دام‌‌ها، ‌ گوسفند و بره بيش‌ترين اهميت و تعداد را دارد. از ديگر فعاليت‌هايى که در اين استان انجام مى‌گيرد، ‌ پرورش زنبور عسل است که در کردستان از رونق بسزايى برخوردار است. فعاليت‌هاى صنعتى استان کردستان در مقايسه با ساير استان‌‌هاى کشور بسيار محدود است و از مناطق توسعه نيافتهٔ صنعتى کشور به شمار مى‌رود. صنايع استان کردستان به دو گروه ماشينى و دستى تقسيم مى‌شوند: – صنايع ماشينى: استان مشتمل بر گروه‌هاى صنايع کانى غيرفلزى، شيميايى، سلولزى، نساجى و چرم، ‌ غذايى، برق و الکترونيک مى‌باشند. – صنايع دستى: استان بسيار متنوع‌اند و قدمتى ديرينه دارند. در حال حاضر در نقاط شهرى و روستايى کردستان عده کثيرى به توليد محصولات گوناگون دستى که هم مصرف خانگى و هم ارزش تجارى دارند مشغول هستند. اهم اين صنايع دستى عبارتند از : فرشبافى، گليم‌‌بافى، نساجى، نازک‌کارى چوب، گيوه‌دوزى، خراطى، سوزن‌دوزى، قلاب‌دوزى، پولک‌دوزى، ‌ منجوق‌دوزى و ساخت زينت‌آلات محلى. استان كردستان