استان گلستان همراه با عکس

. استان گلستان همراه با عکس . استان گلستان همراه با عکس
موقعيت جغرافيايى و تقسيمات سياسى استان استان گلستان با مساحتى معادل ۰۰۰‚۲۲ کيلومترمربع، ‌ در قسمت شمال شرقى کشور واقع شده است. اين استان از شمال با درياى خزر (مازندران)، از شرق با استان خراسان، از غرب با استان مازندران و از جنوب با استان سمنان همسايه است. براساس آخرين تقسيمات کشورى در سال ۱۳۷۵، استان گلستان داراى ۶ شهرستان، ۱۶ شهر، ۱۵ بخش، ۴۲ دهستان و ۹۹۹ آبادى داراى سکنه بوده است. شهرستان‌هاى استان گلستان عبارتند از : بندر ترکمن، على‌آباد، کردکوى، گرگان، گنبد کاووس و مينودشت. جغرافياى طبيعى و اقليم استان شکل ناهموارى‌هاى استان گلستان به گونه‌اى است که به روشنى مى‌توان آن‌ها را به دو قسمت جلگه‌اى و کوهستانى تقسيم کرد. امتداد و جهت رشته کوه‌هاى البرز، ‌ به صورت ديوارى مرتفع در مسافتى طولانى، خط ساحلى و جلگه‌هاى کناره‌اى درياى خزر را محصور کرده است، بدين علت، تقريباً در سراسر استان شيب زمين از ارتفاعات به سوى جلگه و درياى خزر (از شمال به جنوب به سوى سواحل جنوبى و از شرق به غرب به سوى سواحل شرقى دريا) کاهش مى‌يابد. در محل تلاقى جلگه و کوهپايه‌هاى شمالى البرز، به علت شدت فرسايش و تراکم آبرفت، قسمتى از ناهموارى‌هاى قديمى به وسيلهٔ رسوبات جديدتر پوشيده شده و تنها در بعضى نقاط به صورت تپه ظاهر شده‌اند. در قسمت‌هاى پائين دست جلگه‌اى سواحل جنوبى و شرقى درياى خزر، تپه‌هاى ماسه‌اى ساحلى تحت تأثير نسيم دريا و بادهاى محلى، تشکيل شده و سدى طبيعى و کم ارتفاع بين دريا و جلگه پديد آورده‌اند. پديدهٔ تشکيل تپه‌هاى ماسه‌اى در حال حاضر فقط در سواحل جنوبى خزر انجام مى‌شود، در حالى که در سواحل شرقى، ( از بندر ترکمن تا ارتفاعات غربى خراسان) در سطح جلگه، تپه‌هاى ماسه‌اى سخت و تثبيت شده‌اى وجود دارند که در گذشته‌هاى دور تشکيل شده‌اند. همچنين در قسمت جلگه‌هاى استان گلستان رسوبات ضخيم لُسى به صورت تپه ماهور نسبتاً مرتفع در آمده‌اند. حداکثر گسترش غربى اين رسوبات به شهرستان‌هاى بهشهر و نکا در استان مازندران محدود است. رشته کوه‌هاى البرز که بر اثر کوهزاى آلپى دورهٔ‌ ترشيارى تشکيل شده است، در طول بيش از ۷۵۰ کيلومتر، جلگه‌هاى ساحلى استان مازندران و استان گلستان را از قسمت داخلى ايران جدا نموده است. نيمهٔ شرقى البرز، بين درهٔ رود بابل تا درهٔ خوش ييلاق (مسير رود نوده که شاخه‌اى از رود گرگان است) قرار دارد و به تدريج در جهت شمال شرق از ارتفاع آن‌ها کاسته مى‌شود. رشتهٔ جنوبى، شامل کوه‌هاى «ابرکوه» است که بلندترين نقطهٔ آن در «قلهٔ شاوار» به ۳۹۴۵ متر مى‌رسد. رشته شمالى، «شاهکوه» نام دارد که به صورت ديوارى در مقابل جلگهٔ‌ گرگان قرار دارد و ارتفاع آن در قلهٔ پيرگردکوه حدود ۳۲۰۴ متر است. دنبالهٔ البرز شرقى به تدريج در شرق و شمال شرقى استان به کوه‌هاى آلاداغ و به قسمت‌هاى غربى کپه داغ متصل است. در حوالى جنگل گلستان کوه‌هاى نسبتاً مرتفعى از جمله کوه نارچى به ارتفاع ۲۴۰۰ متر، و در شمال و شمال شرقى رشته‌کوه‌هاى کم ارتفاعى مانند گلى داغ (کمتر از ۱۰۰۰ متر) و نارلى داغ تا نوار مرزى ترکمنستان پراکنده‌اند که به وسيله شاخه‌هاى رود گرگان و اترک به شدت بريده شده‌اند. در پيدايش و گسترش جلگه‌هاى ساحلى استان گلستان، عواملى از قبيل ميزان آب و وسعت حوضه رودها، شيب بستر رودها، مقاومت سنگ‌ها و عمق دريا مؤثر بوده‌اند. اين عوامل در هر نقطه، با توجه به شرايط محلى، به نسبت‌هاى مختلفى با هم ترکيب شده و توجيه‌کنندهٔ ويژگى‌ها و تفاوت‌هاى محلى و ناحيه‌اى جلگه ساحلى هستند. استان گلستان، با توجه به موقعيت جغرافيايى خود، تحت تأثير عرض جغرافيايى، ارتفاع و امتداد رشته کوه‌هاى البرز، ارتفاع سطح زمين، دورى و نزديکى به دريا، بيابان‌هاى جنوبى ترکمنستان، وزش بادهاى محلى و ناحيه‌اى و پوشش متراکم جنگلى قرار مى‌گيرد. بدين جهت، با اين که وسعت کمى دارد و برخلاف عموم که آب و هواى آن را در کل معتدل مى‌دانند، آب و هواى گوناگونى دارد. شمال شرق استان، به ويژه در شرق درياى خزر و حدفاصل گرگان رود تا مرز ترکمنستان، به علت دورى از اثرات درياى خزر، کاهش ارتفاعات البرز شرقى، وسيع بودن جلگهٔ ساحلى و نزديکى به بيابان‌هاى قره قوم و قزل قوم در جمهورى‌هاى آسياى ميانه، تغييرات محسوسى در آب و هواى معتدل مرطوب خزرى (خزرى شرقي) پديد مى‌‌آيد و شرايط خشکى و گرماى هوا تشديد مى‌شود و رفته رفته به اقليم نيمه خشک (نيمه بياباني) تبديل مى‌شود و ميزان بارندگى سالانه کاهش مى‌يابد. همچنين به علت کاهش رطوبت هوا، دامنهٔ گرما افزايش مى‌يابد و اختلاف شديدى بين دماى شب و روز و دماى سردترين و گرم‌ترين ماه‌هاى سال به وجود مى‌‌آيد که مشخصهٔ اصلى آن، تابستان‌هاى گرم و خشک طولانى (۵ تا ۶ ماه) و زمستان‌هاى نسبتاً سرد و بارانى است. به علت پيشروى تودهٔ هواى سردسيرى، تعداد روزهاى يخبندان آن نيز بيشتر است، ولى ريزش برف به ندرت اتفاق مى‌افتد. به علت نزديکى به ارتفاعات شرقى، از جمله شهرهاى کلاله و مينودشت، تغييرات ديگرى در آب و هواى استان ايجاد مى‌شود و با افزايش باران و اعتدال دما، شرايطى مشابه آب و هواى معتدل مرطوب خزرى پديد مى‌آيد. جغرافياى تاريخى استان استان گلستان محل سکونت اقوام ايرانى از جمله ترکمن‌هاى ايران است که بخش ديگرى از اين ايل بزرگ نيز در جمهورى ترکمنستان زندگى مى‌کنند. نام ترکمن نخستين بار در دائره‌المعارف چينى قرن هشتم ميلادى آمده است. همچنين ترکمن را نام قومى از اقوام زرد پوست ترک زبان دانسته‌اند که از چندين هزار سال پيش در شمال درياچهٔ ايسيک گول (بالخاش) در شمال مغولستان زندگى مى‌کرده‌اند. در قديمى‌ترين مأخذ اسلامى در اواخر قرن چهارم هـ.ق از ترکمانان نام برده شده است. گفته مى‌شود که جنگجويان اسلام نخستين بار در منطقهٔ‌ اسلامى اسپيجاب (حوضهٔ سيحون) در قصبه‌اى به نام سوران با ‌غزها روبرو شدند. در کتب نويسندگان ايران براى نخستين بار در قرن پنجم هجرى قمرى به قومى ترک‌نژاد به نام ترک يا ترکمانان که در آسياى مرکزى ساکن بوده‌اند، اشاره شده است. تا قرن چهارم هجرى قمرى ترکمانان که در مشرق سيردريا تا مسير سفلاى سير دريا ساکن بودند، ‌ به دليل جنگ‌هاى داخلى بين اقوام مختلف بر سر دام و مراتع سرسبز و همچنين هجوم اقوام ديگر، به همراه سيل عظيمى از ترکان، از سرزمين اجدادى خود جدا شده و به سوى مناطق آباد روى آوردند. ترکمن‌ها در مسير مهاجرت خود از حاشيهٔ شهرهاى بزرگ و آبادى چون سمرقند و بخارا گذشتند. گروهى عازم نواحى درياچهٔ آرال شدند و نهايتاً به «اورگنج» و از آنجا به سواحل شرقى درياى خزر مهاجرت کردند و در شهرهاى آبادى چون دهستان و منقشلان سکنى گزيدند و درگير مبارزات سختى با سلجوقى‌ها شدند. طوايف ترکمن گوگلان، يُمُرلى و آل على در جلگه‌هاى کوپت داغ و بعداً ساريق‌ها، ارسارى‌ها و سالُرها در اطراف قوچان و بجنورد از شهرهاى خراسان سکنى گزيدند و يموت‌ها به سمت شمال خراسان و رود اترک روى آوردند و در قرن شانزدهم ميلادى طوايف ترکمن تمام ساحل شرقى خزر تا گرگان را تصرف نمودند. در سال‌هاى بعد که از اقتدار شاهان ايران و خوانين خيوه کاسته شد، ترکمن‌ها تدريجاً سلطه خود را به طرف شرق تا مرو بسط دادند. بدين گونه اين سرزمين در طى چند قرن پهنهٔ تاخت و تاز طوايف «غز» گرديد که توده‌هاى وسيع آن همراه مغول به ايران آمدند و با گذشتن از اين سرزمين، بار ديگر همراه صفويه به ايران بازگشتند و سپس با لشکرکشى تيمور به ايران و ديگر کشورهاى مجاور، ‌ به همراه ديگر ايلات جابه‌جا شدند. پس از تيمور، ‌ سلسله‌هاى ترکمانان قراقويونلو و سپس آق قويونلو به عنوان نيرومندترين گروه‌ها به ترتيب در غرب و شمال ايران و سپس در ايران مرکزى و جنوبى ظهور کردند. صفويه با متحد ساختن طوايف قزلباش و ايجاد همبستگى ميان آن‌ها فرمانرواى بلامنازع ايران شدند و پس از به قدرت رسيدن صفويه، از آن جا که طوايف ترکمن ايلات شرقى را غارت مى‌کردند، شاه‌عباس براى حفظ اين ناحيه از مملکت از تاخت و تاز ترکمن‌ها و ازبکان، کردهاى جنگجو را از ولايت غربى به اين سامان کوچ داد و پنج ولايت کردنشين در امتداد کليه مرزها از استر‌آباد تا چناران به وجود آورد. ليکن کوچ کردها مانع تاخت و تاز ترکمن‌ها نشد. چرا که آن‌ها حريفانى هم زور بودند و هيچ يک از طرفين نمى‌توانستند به فتح نهائى دست يابند و اين خطه همچنان درگير هرج و مرج باقى ماند. با وقع جنگ‌هاى بين قبيله‌اى از يک سو و يورش خان‌هاى بخارا و خيوه از سوى ديگر، آشوب مناطق ترکمن‌نشين را فرا گرفت. منازعات فوق همراه با فشارهاى امپراطورى‌ روسيه به ويژه در مرزهاى جنوب غربى، سبب افزايش سيل مهاجرت ترکمن‌ها به نواحى رود گرگان شد و اين مهاجرت منجر به جنگ‌هايى بين ساکنان قبلى اين نواحى با مهاجمان گرديد. بر اثر فشار طوايف يموت که به تازگى به اين نواحى آمده بودند، طوايف گوگلان به سمت کوه‌هاى گلى داغ رانده شدند. عليرغم مخالفت و نزاع بين ترکمن‌ها و همسايگانشان، ترکمن‌ها به تدريج تا قره‌سو و شمال خراسان را متصرف شدند. اين طوايف که در غالب اوقات نقش مهمى در تعيين و تغيير حکومت‌هاى وقت ايفا مى‌کردند، به سبب شيوه معيشت عشايرى (دامدارى و کوچ روي) و نيز غارت همسايگان خود، ‌ در اندک زمانى به مهاجمينى بدل مى‌شدند که هر حاکميتى ناگزير از مقابله با آن‌ها مى‌شد. مأموران سلسلهٔ‌ قاجار که خود به کمک عشاير به ويژه ترکمنان به حاکميت رسيده بودند با دستاويز قرار دادن شکايت مردم با ترکمن‌هاى يکجانشين ظلم و ستم روا مى‌داشتند. جنگ مرو بزرگ‌ترين حادثهٔ سياسى در تاريخ ترکمن‌ها در عصر قاجار به سال ۱۲۷۶ هجرى قمرى است. تمايل دولت روس به تصرف خانات خيوه، بخارا و نيز تحريکات انگليس در افغانستان و لشکرکشى دولت ايران به منظور گرفتن ماليات و خراج از ترکمن‌ها را مى‌توان از جمله دلايل شروع اين جنگ دانست. ترکمن‌ها که قادر به پرداخت خراج نبودند به کمک خان خيوه ارتش قاجار را شکست دادند و در نتيجه از نفوذ دولت ايران بيش از پيش کاسته شد و اين نواحى تحت تسلط تراکمه باقى ماند و تا مدت‌ها بعد از اين واقعه، خان‌نشين‌هاى خيوه به همراهى ترکمن‌ها تا ناحيهٔ خراسان مى‌تاختند و پس از غارت شهرهاى اين نواحى، مردم زيادى را به اسارت مى‌گرفتند. اين تهاجمات را عباس ميرزاى قاجار با آزاد کردن تعداد زيادى اسير ايرانى از چنگ ترکمن‌ها و به اسيرى بردن عدهٔ‌ زيادى از آن‌ها پاسخ داد. اين لشگرکشى دولت مرکزى که با خونريزى توأم بود به آرامش نسبى در منطقه منجر شد. پيش از آن که قرن نوزدهم پايان يابد، آخرين تزارهاى روس با فتح تاشکند، بخارا، خان‌نشين خيوه و فرغانه، خان‌نشين‌هاى آسياى ميانه را خراج‌گزار روسيه کردند و تنها بخشى از سرزمين ترکمن‌ها در کنار مرز ايران باقى ماند. در اين زمان دولت روسيه طوايف يموت را که عمد‌ه‌ترين نيروى ترکمن‌ها محسوب مى‌شد با دستاويز تأمين امنيت راه‌هاى تجارى سرکوب کرد. با شکست بزرگ ترکمن در سال ۱۳۰۰ هـ.ق، ‌ آخرين نقطهٔ ترکمنستان و بقيهٔ نواحى شمال خراسان (از درياى خزر تا رود تجن) به امپراطورى روسيه منضم گرديد. امضاء‌ قرارداد تحديد مرز آخال (۱۳۰۱ هـ.ق) بين دولت‌هاى ايران و روس، مرز ميان دو کشور را از روى نشانه‌هاى جغرافيايى تعيين کرد و زندگى ترکمن‌ها را که در آن هنگام در دو طرف مرز به امر کوچ مشغول بودند، مختل نمود. با تحديد مرزها، ترکمنان حالت مردمى را يافتند که به دو دولت ماليات مى‌دادند و در يک سو بخشى از خانواده و در سوى ديگر احشام و چوپانان ترکمنى زندگى مى‌کردند. ترکمن‌ها که نمى‌خواستند مالياتى به دولت روسيه بپردازند به ايران مهاجرت نمودند، ‌ اما در اين جا نيز با حکومت ايران که مايل به جمع‌آورى ماليات و محدود کردن قدرت نظامى و پايان دادن به اغتشاشات ترکمن‌ها بود، ‌ مواجه شدند. با اين همه، گرچه پس از تحديد مرزها، ترکمن‌هاى اترک و گرگان رسماً ايرانى محسوب مى‌شدند، اما چنين مى‌گفتند که هيچ ايرانى از مرز قلمروى آنان نمى‌‌گذرد، مگر اين که ريسمانى به گردن داشته باشد. در جريان نهضت مشروطيت، در عرصهٔ نبرد مشروطه‌خواهان و مستبدان، ترکمانان در صف مستبدان و مخالفين مشروطه قرار گرفتند و به غارت شهرها و روستاهاى طرفدار انقلاب پرداختند. محمدعلى ميرزا – پادشاه قاجار – که بر ضد مجلس و مشروطه دست به کودتا زده بود، ‌ پس از برکنارى، در ميان ترکمن‌ها همدستانى يافت و آن‌ها نيز به اميد غارت و گسترش نفوذ خود به ولايات همجوار، با او همراه شدند که با شکست ترکمن‌ها و پيروزى قواى مجاهدين مشروطه‌خواه، ترکمن‌ها به سرزمين‌هاى محل سکناى خود عقب‌نشينى کردند. در دسامبر ۱۹۱۶ ميلادى، سپاهيان روس با آتش و شمشير در ادامه تعقيب ترکمن‌هاى ساکن آسياى ميانه که دست به شورش زده بودند، از ولايت استر‌آباد گذشته و بى‌رحمانه يموت‌ها و زنان و کودکانشان را سرکوب کردند. حکومت ايران که قادر به برخورد با اين مداخلهٔ نظامى روسيه نبود، ‌ در مقابل تصرف اين نواحى و نيز برخوردهاى نظامى عکس‌العمل نشان نداد و اين نواحى عملاً به دست روس‌ها افتاد. پس از انقلاب اکتبر (۱۹۱۷ م) در روسيه، حکومت شوروى در سال (۱۹۱۸ م) سپاهيان روس را از ايران خارج کرد و مناطق اشغالى را به دولت ايران باز گرداند. ترکمن‌ها را در طول تاريخ سراسر جنگ و ستيز، از آن هنگام که در متن‌هاى تاريخى براى نخستين بار نام آن‌ها ذکر شده، همهٔ حکومت‌ها (حتى آن‌ها که خود ترکمن بودند) پس از به قدرت رسيدن سرکوب کرده‌اند. آن‌ها سال‌ها بين دو مرز ايران و شوروى سابق در حال رفت و آمد بودند و عملاً در تابعيت هيچ کدام قرار نداشتند، گاه خراج‌گذار اين دولت‌ها بودند و گاه مردم ساکن آن نواحى را غارت کرده و آنان را به عنوان برده خريد و فروش مى‌کردند. ترکمن‌ها در ميان خود نيز با دشمنى، جنگ و ستيز پايان‌ناپذيرى بر سر چراگاه روبرو بودند. دشمنى بين آتاباى‌ها و گوگلان‌ها، آتاباى‌ها و جعفرباى‌ها، تکه‌ها با گوگلان‌ها و … پايان‌ناپذير به نظر مى‌رسيد. اين منازعات تا زمانى که اقدامات حکومت ايران يعنى گسيل ارتش به سوى ترکمن‌هاى يموت و گوگلان در سال ۱۳۰۳ هـ.ش به آخرين شورش ترکمن‌ها انجاميد، ادامه داشت. در اين شورش، ترکمن‌ها در پى کسب استقلال و سرزمين‌هاى ترکمن‌نشين بودند که اين امر به اتحاد تمامى قبايل ترکمن (يموت و گوگلان) منجر شده بود. از آن رو قبايل ترکمن که قرن‌ها بر سر آب و مرتع دام با يکديگر درگير بودند دشمنى را کنار نهادند و به منظور ايجاد خودمختارى در نواحى ترکمن‌نشين، به نفاق بين ايل‌ها و طوايف پايان دادند. با اين همه، عليرغم قدرت نظامى قابل توجه ترکمن‌ها، دولت مرکزى ايران در سال ۱۳۰۴ هـ.ش با روش‌هاى مختلف و حمله نظامى و استفاده از سلاح‌هاى مدرن و تحريم اقتصادى، آن‌ها را سرکوب کرد. عده‌اى از سران شورشى اعدام شدند و گروهى به آن سوى مرزها گريختند. حکومت مرکزى سرکوب خود را با سوزاندن آلاچيق‌ها و تخته قاپو کردن ترکمن‌ها تسريع کرد. گرچه با آغاز جنگ جهانى دوم و اشغال ايران توسط متفقين و تضعيف دولت مرکزى، فرصتى کوتاه به دست آمد و گروهى از ترکمن‌ها نيز به زندگى کوچ‌نشينى روى آوردند، اما دوران آن کوتاه بود و با قدرت‌گيرى مجدد دولت پايان گرفت. سرانجام فشارهاى حکومت بر ترکمنان تعديل يافت و به سبب جاذبه‌هاى اقتصادى و کشاورزى بعد از اصلاحات ارضى (سال ۱۳۴۱ هـ.ش) گروهى از ترکمن‌ها به کشت و زرع و عده‌اى به شهرها روى آوردند. با شروع انقلاب اسلامى در سال ۱۳۵۷، ضمن ايجاد پاره‌اى ناآرامى‌ها، ترکمن‌ها نيز به جنبش سراسرى پيوستند و نقش قابل توجهى را در پيروزى انقلاب اسلامى از خود نشان دادند. وضعيت اجتماعى و اقتصادى استان براساس سرشمارى عمومى نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵ استان گلستان ۲۸۸‚۴۲۶‚۱ نفر جمعيت داشته که از اين تعداد ۴۱/۲۹ درصد در نقاط شهرى و ۵۸/۲۱ درصد در نقاط روستايى سکونت داشته و بقيه غيرساکن بوده‌اند. در آبان ماه ۱۳۷۵، از کل جمعيت استان ۲۸۷‚۷۱۰ نفر مرد و ۰۰۱‚۷۱۶ نفر زن بوده‌اند و نسبت جنسى آن برابر ۹۹ بوده است. به عبارت ديگر، در اين استان در مقابل هر ۱۰۰ نفر مرد، ۹۹ نفر زن وجود داشته است. اين نسبت براى اطفال کمتر از يکساله ۱۰۳ و براى بزرگسالان (۶۵ ساله و بيشتر) ۱۰۸ بوده است. در سال مذکور، از جمعيت استان ۹۹/۸۰ درصد را مسلمانان تشکيل مى‌داده‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى ۹۹/۷۲ درصد و در نقاط روستايى ۹۹/۸۶ درصد بوده است. در فاصلهٔ سال‌هاى ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵، حدود ۶۰۰‚۱۴۸ نفر به استان وارد و يا داخل آن جابه‌جا شد‌ه‌اند. در آبان ‌ماه سال مذکور از ۹۹۷‚۲۱۸‚۱ نفر جمعيت ۶ ساله و بيشتر استان گلستان، تعداد ۲۳۸‚۹۳۸ نفر معادل ۷۹/۹۷ درصد باسواد بوده‌‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى براى مردان و زنان به ترتيب ۸۹/۲۶ و ۸۰/۵۱ درصد و در نقاط روستايى ۶۷/۰۳ و ۴۶/۵۱ درصد بوده است. استان گلستان محل سکونت يکى از بزرگترين و باسابقه‌ترين عشاير منطقه شمال شرقى ايران (ايل ترکمن) است. محل استقرار طوايف ترکمن بخش شمالى دشت گرگان است که از درياى خزر به سمت شرق در طول مرز ايران و جمهورى ترکمنستان قرار دارد. از ده طايفه مهم ايل ترکمن، سه طايفه در محدودهٔ‌ مرزهاى سياسى ايران و هفت طايفه ديگر در خاک جمهورى ترکمنستان استقرار يافته و زندگى مى‌کنند. قسمت عمده ترکمن‌هاى ايران يموت‌ها هستند که از دو طايفه جعفرباى و آتاباى تشکيل شده است. طايفه جعفرباى در ناحيه دشت گرگان، در مناطقى چون گميش تپه، بندر ترکمن و خواجه نفس تا حوالى آق‌قلا زندگى مى‌‌کنند و طايفه آتاباى در اطراف آق‌قلا و مناطق شرق و شمال شهرستان گنبد مستقر شده‌اند. دومين طايفه ايل ترکمن در محدودهٔ استان، گوگلان‌ها هستند که در شمال گنبد و در بخشى به همين نام که تا بجنورد ادامه دارد، استقرار يافته‌اند. آنان از ديرباز به علت اوضاع مساعد طبيعى، دامدارى روستايى را با کشاورزى تلفيق کرده‌اند. گوگلان‌ها بطورکلى در عادات، آداب، لباس پوشيدن و طرز زندگى و معيشت و لهجهٔ ملى با يموت‌ها تفاوت دارند. تکه‌ها سومين طايفه ايل ترکمن است که بيشتر در جمهورى ترکمنستان اقامت دارند و تعداد کمى از آنان در محدودهٔ شمالى استان گلستان و خراسان زندگى مى‌کنند. در دورهٔ‌ گذشته، ‌ ترکمن‌ها به علت تحولات فرهنگى و اقتصادى، تقريباً چادرنشينى را رها کرده و در مراکز ثابت شهرى و روستايى اسکان يافته‌‌اند. حدود ۲۰ درصد واحدهاى مسکونى دشت ترکمن چادر و مابقى خانه‌‌هاى سنگى، چوبى، ‌ گلى و آلاچيق است. منطقهٔ‌ گرگان و دشت شامل شهرستان‌هاى گنبد، مينودشت‌، على‌آباد، کردکوى، ترکمن و گرگان همواره يکى از قطب‌هاى اقتصادى مهم کشور در زمينهٔ کشاورزى، دامدارى و صنايع وابسته به آن‌ها بوده است. در اين منطقه، شهر گرگان نقش مرکزيت ادارى و بازرگانى دارد و جريان توسعهٔ اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى استان را هدايت مى‌کند. در شهرستان گرگان، به عنوان قسمتى از منطقهٔ بزرگ گرگان و دشت، محصولات کشاورزى متفاوتى به عمل مى‌آيد. از مهم‌ترين آن‌ها مى‌توان به پنبه، گندم، جو، دانه‌هاى روغنى (سويا و آفتابگردان) و سيب‌زمينى و همچنين در زمينهٔ‌ باغدارى به باغ‌هاى سيب، آلو، قطره‌طلا و مرکبات اشاره کرد. در استان گلستان به ويژه منطقهٔ‌ گرگان و دشت (ساير شهرستان‌هاى استان) به علت کمى رطوبت، وسعت اراضى جلگه‌اى، ‌ تابستان‌هاى گرم و خشک، به طور چشمگيرى کشت گندم و پنبه رايج است. شرايط مناسب آب و هوايى، خاک نرم و حاصلخيز، موجبات کشت محصولات سيب‌زمينى را نيز در استان گلستان فراهم آورده است. به موازات کشاورزى، دامدارى اين استان نيز گسترش يافته است. پرورش گاو بيشتر در کوهپايه‌هاى جنوبى و پرورش گوسفند و بز بيشتر در اراضى جلگه‌اى، و مرتعى رواج دارد. چمن‌زارهاى کوهستانى، گياهان ريز جنگل و گياهان استپى گرگان، پوشش گياهى مراتع استان را تشکيل مى‌دهند، اين مراتع را برحسب ارتفاع و فصل مورد استفاده، مى‌‌توان به مراتع ييلاقى و قشلاقى تقسيم کرد: – مراتع ييلاقى به صورت چمنزارهاى ارتفاعات البرز در بالادست جنگل‌هاى سوزنى برگ گسترش دارند و در فصل تابستان مورد استفاده دامداران قرار مى‌گيرند. اين مراتع توأم با گياهان جنگلى وسعت زيادى دارند و از نظر ارزش اقتصادى جزو مراتع خوب کشور به شمار مى‌روند. – مراتع قشلاقى استان نيز به صورت پوشش استپى در جلگهٔ گرگان و تپه‌ماهورهاى شمال شرق آن بين گرگان رود و مرز ايران و ترکمنستان و در شرق درياى خزر گسترش دارند. اين مراتع در گذشته يکى از مراکز مهم دامدارى کشور به شمار مى‌رفت که علاوه بر تأمين علف مورد نياز دام‌هاى محلى، اکراد خراسان، بجنورد و قوچان نيز براى تعليف دام‌‌هاى خود از آن‌ها استفاده مى‌کردند. ليکن چراى مفرط و بى‌رويه از يک سوى و زير کشت بردن مراتع از سوى ديگر، سبب تخريب اين مراتع شده است، به طورى که گاهى حتى تکافوى نياز دام‌هاى محلى را نيز نمى‌نمايد. پرورش زنبور عسل، به علت شرايط مساعد گياهى و اقليمى در نواحى کوهپايه‌اى و کوهستانى رواج و توسعه يافته و مراکز متعددى را به خود اختصاص داده است. توليد عسل در اين استان به خصوص در شهرستان گرگان، قسمتى از احتياجات منطقه را تأمين مى‌‌کند. ضمناً با توجه به شرايط آب و هوايى مناسب و رويش درختان توت، پرورش کرم ابريشم از گذشته‌هاى دور در اين استان رواج داشته است. به طورى که در شهرستان گنبد و مينودشت پرورش کرم ابريشم از اهميت خاصى برخوردار است. صنايع اين استان به خصوص شهرستان گرگان بسيار متنوع است که هر يک به نوبهٔ خود اهميت اقتصادى مهمى دارند. اين صنايع را مى‌توان به دو نوع کارخانه‌اى و دستى تقسيم کرد: از مهم‌ترين صنايع کارخانه‌اى مى‌توان به کارخانهٔ پنبه پاک‌کنى، ‌ آرد، نئوپان، قند، کنسرو، فيبر عايق، شير پاستوريزه و مجموعه‌اى از کارگاه‌هاى ساخت ماشين‌آلات کشاورزى اشاره کرد. همچنين دهها کارخانه در زمينه‌هاى نساجى، مواد غذايى و لوازم يدکى در شهرک صنعتى آق‌قلاى گرگان در دست احداث است. چنانچه اين واحدهاى صنعتى به بهره‌بردارى برسد، در آينده بر اهميت اقتصادى استان گلستان و شهرستان گرگان افزوده خواهد شد. با توجه به فعاليت‌هاى اقتصادى و ترکيب قوى، ‌ صنايع دستى در اين استان، گسترش بسيارى دارد. بافت انواع قالى و قاليچه توسط ترکمن‌هاى آق‌قلا و جاجيم در روستاى زيارت گرگان حائز اهميت است. استان گلستان