استان زنجان همراه با عکس

. استان زنجان همراه با عکس . استان زنجان همراه با عکس     موقعيت جغرافيايى و تقسيمات سياسى استان استان زنجان که آن را فلات زنجان نيز مى‌نامند، در ناحيهٔ مرکزى شمال غربى ايران واقع شده است. اين استان در ۴۷ درجه و ۱۰ دقيقه تا ۵۰ درجه و ۵ دقيقهٔ طول شرقى و ۳۵ درجه و ۲۵ دقيقه تا ۳۷ درجه و ۱۰ دقيقهٔ عرض شمالى خط استوا، با مساحتى نزديک به ۳۶۹‚۳۹ کيلومترمربع قرار گرفته است. استان زنجان از شمال به استان‌هاى اردبيل و گيلاران؛ از شرق به استان قزوين؛ از جنوب به استان همدان؛ از جنوب غربى و غرب به استان‌هاى کردستان و آذربايجان غربى و آذربايجان شرقى محدود است و از جملهٔ استان‌هايى است که به تنهايى با ۷ استان کشور همسايه و همجوار است. استان زنجان براساس آخرين تقسيمات کشورى، داراى ۳ شهرستان، ۱۳ بخش، ۸ شهر، ۴۴ دهستان و ۹۸۱ آبادى داراى سکنه است. شهرستان‌هاى اين استان عبارت‌‌اند از : زنجان، ابهر و خدابنده. جغرافياى طبيعى و اقليم استان استان زنجان دو منطقهٔ کوهستانى و جلگه‌اى تشکيل يافته است. مناطق کوهستانى اين استان اغلب داراى قله‌هاى مرتفعى هستند و در نواحى شمالى شهرستان زنجان، بخش‌هاى مرکزى، طارم عليا، طارم سفلا، ماه‌‌نشان، ايلات قاقازان و در غرب و جنوب غربى آن، شهرستان خدابنده (قشالاقات افشار) قرار گرفته‌‌اند. ساير نقاط استان از مناطق جلگه‌اى يا دشت‌هاى آن را در بر مى‌گيرند. دشت زنجان با وسعت قابل‌توجهى از شمال به ارتفاعات طارم و از جنوب به ارتفاعات سلطانيه که در حدود ۱۷۰۰ تا ۲۹۰۰ متر ارتفاع دارند، محدود شده است. اين دشت مانند يک نوار طولانى از سه‌راهيِ تاکستان تا نزديک ميانه کشيده شده است و رودخانه‌هاى زنجان‌رود در قسمت غرب، و خرمدره در جهت شرق آن جريان دارند. در ناحيهٔ‌ جنوب زنجان نيز دشت آبرفتى نسبتاً مسطح و وسيعى گسترده است که به ارتفاعات سلطانيه در شمال، و ارتفاعات قيدار در جنوب محدود مى‌شود. رودخانهٔ سجاس‌رود در اين ناحيه از حوالى روستاى سجاس به سوى غرب جارى است. در استان زنجان رودخانه‌هاى متعددى جريان دارند که مهم‌ترين و پرآب‌ترين آن‌ها، رودخانهٔ قزل‌اوزن با شاخه‌هاى فراوان است. استان زنجان با توجه به تأثير ناهموارى‌ها، و تماس غيرمستقيم با تودهٔ هواى مرطوب غربى و شمال، و صرف‌نظر از خصوصيات محلى و عرض جغرافيايى، ‌ دو نوع آب‌ و هواى متفاوت دارد: – آب و هواى کوهستانى که نواحى قيدار زنجان و ابهر را در بر مى‌گيرد و زمستان‌هاى سرد و پربرف و تابستان‌هاى معتدل از ويژگى‌هاى آ‌ن است. – آب و هواى گرم و نيمه‌مرطوب منطقهٔ طارم عليا که تابستان‌هاى گرم و زمستان‌هاى ملايم دارد و از درجهٔ رطوبت و ميزان بارندگى قابل‌توجهى نيز برخوردار است. براساس داده‌هاى ايستگاه هواشناسى استان زنجان، ميانگين ميزان بارندگى در اين استان، سالانه ۳۲۳ ميلى‌متر و ميانگين تعداد روزهاى يخبندان آن در طول سال، ۱۱۵ روز است. حداکثر مطلق دما در شهر زنجان ۴۰ و حداقل آن ۲۹/۶- درجهٔ سانتى‌گراد ثبت شده است. فصل‌هاى بهار و پاييز اين استان نسبتاً کوتاه‌اند، و عبور از فصل زمستان به تابستان و از تابستان به زمستان نسبتاً سريع صورت مى‌گيرد. فصل سرماى منطقه از اوايل آذرماه با بارش برف‌هاى پياپى که سراسر استان و به ويژه ارتفاعات را مى‌پوشاند، ‌ آغاز مى‌شود و معمولاً تا اواخر فروردين‌ماه ادامه مى‌يابد. بارندگى‌هاى استان عمدتاً در فصل‌هاى پاييز، زمستان و بهار به وقوع مى‌پيوندد و ميزان بارندگى در بهار و زمستان بيش‌تر از ديگر فصل‌ها است. مدت ماه‌هاى خشک استان نسبتاً زياد است؛ به طورى که معمولاً حدود ۵ تا ۶ ماه طول مى‌کشد. مهم‌ترين بادهاى استان مشتمل بر باد سرمه (مه) و باد گرم است. باد مه از جانب شمال و شمال غربى مى‌وزد، و باد گرم که از جانب شرق استان مى‌وزد، موجب افزايش تبخير، کاهش رطوبت و افزايش دماى هوا در تابستان و بهار مى‌شود. با وجود اين، فصل‌هاى بهار و تابستان مناسب‌ترين زمان سفر جهت گذراندن اوقات فراغت در اين استان است. سرسبزى و زيبايى طبيعت استان زنجان در اين دو فصل وصف‌ناپذير است. جغرافياى تاريخى استان استان زنجان يکى از نواحى تاريخى سرزمين ايران است و کاوش‌هاى باستان‌شناختى و آثار باقى‌‌ماندهٔ تاريخى، ديرينگى و قدمت آن را نشان مى‌دهند. پيشينهٔ تاريخى اين استان را مى‌توان در چهار دوره به شرح زير مورد مطالعه قرار داد: – دوران پيش از تاريخ (هزارهٔ هفتم تا اوايل هزارهٔ سوم پيش از ميلاد): چگونگى سير اين دورهٔ‌ تمدنى به علت کمبود اطلاعات و مدارک، تاريک و مبهم است. قديمى‌ترين آثار دوران پيش از تاريخ که در اين منطقه يافته و بررسى شده‌اند، احتمالاً به دورهٔ «بَردوستيَن» تعلق دارند. اين يافته‌ها که شامل ابزارهاى کوچک جماعت‌هاى آغارين بشرى است، در حدود سى ‌هزار سال قدمت دارند. مشخص‌ترين زيستگاه اين جماعت در زنجان، غار تاريخى «گلجيک» است. – دوران تاريخى (اوايل هزارهٔ سوم تا اواخر هزارهٔ‌ دوم پيش از ميلاد): يافته‌هايى که از اين دوره در منطقهٔ ايجرود به دست آمده‌‌اند، مورد بررسى قرار گرفته‌اند. پراکندگى زيستگاه‌هاى انسانى منطقهٔ ايجرود در هزارهٔ سوم و دوم پيش از ميلاد، در هشت کانون باستانى و تداوم حيات آن‌ها تا هزارهٔ اول پيش از ميلاد، حکايت از شکوفايى و ديرپايى تمدن فلات مرکزى ايران در اين ناحيه دارد. آثار اين دوران در روستاهاى ضياء‌آباد، ‌ آق‌کند، گل‌تپه، چايرلو، قلتون و اوغول‌بيگ به دست آمده‌اند. ارزيابى و مطالعهٔ آثار نقش‌هاى سياه‌رنگ بر روى سفال‌هاى نخوديِ کشف‌شده از اين کانون‌هاى تاريخى، پيوند تمدن‌‌هاى تپهٔ حصار دامغان، تپهٔ سيَلک کاشان، تپهٔ زاغهٔ دشت قزوين و ايجرود زنجان را نشان داده است. دو اثر از اين دوره در جنوب غربى شهرستان خدابنده شناسايى شده‌اند: يکى در تپهٔ تاريخى «يارمجه» (تکمه‌تپه) در قشلاق‌هاى افشار، و ديگرى در تپهٔ تاريخى «امان ارغين‌بلاغي» منطقهٔ بزينه‌رود شهرستان خدابنده، که هر کدام بخشى از نادرترين آثار زيستگاه‌هاى انسانى دوران هزارهٔ سوم و دوم پيش از ميلاد را در خود جاى داده‌اند. – دوران تاريخى جديد (اواخر هزارهٔ دوم پيش از ميلاد تا اوايل قرن هفتم ميلادى): از اين دوره نيز يافته‌هايى در منطقهٔ زنجان به دست آمده است که بارزترين آن نوعى سفال سادهٔ خاکسترى‌رنگ است که يادگار زمان مهاجرت اقوام آريايى به اين منطقه است. پايه و اساس اين اطلاعات، نتايج به‌دست آمده از بررسى‌ سفال‌هايى است که بيش‌تر به طور اتفاقى از گورستان‌ها و تپه‌هاى قديمى منطقهٔ کشف شده‌اند. تکنيک، فرم و نقش سفالينه‌ها، مطمئن‌ترين ابزار شناسايى تمدن‌هاى پيش از تاريخ هستند. يکى از قابل‌توجه‌ترين ظرف‌هايى که در تمامى مراکز استقرار انسانى اين دوره مورد استفاده قرار مى‌گرفته است، ظرف‌هاى سفالى قورى‌مانندى با لولهٔ نسبتاً بلندى است که در مراسم به خاک‌سپارى مردگان مورد استفاده قرار مى‌گرفته است و در همهٔ گورهاى شکافته‌شدهٔ اين دوره ديده شده است. نقش‌هاى روى سفالينه‌هاى تپهٔ‌ سيلک کاشان و مجسمه‌هاى باستانى لرستان، ارتباط اين نوع ظرف با مردگان را نشان مى‌دهند. قورى‌هاى اين منطقه که عموماً بى‌‌نقش‌اند و با آثار به‌دست‌آمده از خوروين و املش قابل مقايسه‌‌اند، احتمالاً دليل ديگرى بر پيوند اين اقوام، ‌ در اوايل هزارهٔ اول پيش از ميلاد است. شواهد تاريخى موجود نشان مى‌دهند که تا اوايل نيمهٔ اول هزارهٔ اول پيش از ميلاد، دستگاه فرمانروايى معينى در منطقه وجود نداشته و حکومت «اورارتويي» نيز به علت دورى مسافت نتوانسته بود بر اين نواحى چيرگى يابد. هم‌چنين کمى ابزار و جنگ‌افزارهاى به‌‌دست‌آمده از گورهاى باستانى نشان مى‌دهد که برخلاف تمدن‌هاى فلات مرکزى ايران که اقوامى جنگجو بوده‌اند، مردمان اين منطقه به علت فراوانى چشمه‌سارها و آب‌هاى سطحى عمدتاً به دامدارى و کشاورزى مشغول بوده‌اند و به همين جهت، امنيت نسبى بر منطقه حاکم بوده است. طبق اسناد آشورى‌ها، اين منطقه در قرن نهم پيش از ميلاد «آنديا» نام داشته است و به احتمال ضعيف، اقوام ساکن آن با اقوام لولوبى و گوتى دامنه‌‌هاى زاگرس پيوندهايى داشته‌‌اند. اين منطقه از لحاظ جغرافيايى تاريخى، در آغاز هزارهٔ اول پيش از ميلاد، از شمال با کادوسيان و کاسپيان، از مغرب با لولوبيان و گوتيان و از طرف جنوب شرقى و شرقى با پديدهٔ تاريخى ماد همسايه بوده است. در دوره‌هاى بعد مادها، اين اقوام را زير فرمان آورده‌اند. طبق اسناد آشورى در قرن هفتم پيش از ميلاد، منطقهٔ زنجان «ماداي» نام داشته است. آنچه اين ادعا را درست مى‌نماياند، کشف آثارى از هزارهٔ اول پيش از ميلاد در روستاى مادآباد زنجان است. اما به علت روى‌دادن جنگ‌‌هاى ممتد منطقه‌اى (در قرن‌هاى هفتم و هشتم پيش از ميلاد) تمدن در اين منطقه به شکوفايى درخور دست نيافته است. از قرن هفتم پيش از ميلاد تا اواخر هزارهٔ اول پيش از ميلاد؛ يعنى در تمام دوران شاهنشاهى هخامنشى، تاريخ منطقه با ابهام بيش‌ترى همراه است. از ميان آثار کشف‌شدهٔ دورهٔ هخامنشى، سکهٔ «دريک» و «ريتون» در خدابنده و گردن‌بندهاى طلايى با بُن‌مايه (موتيف) «گل لوتوس» که نقش‌هاى آن‌ها با کنده‌کارى‌هاى تخت‌جمشيد قابل مقايسه‌‌اند و هم‌چنين چهرک (نقاب) طلايى مردگان گورها با آرايش مو و کلاه دوران هخامنشى را مى‌‌توان نام برد. يادگارهاى باستانى از جمله آتشگاه عظيم تخت‌سليمان در غرب، عبادتگاه بهستان در جنوب و آتشکده‌هاى ساسانى در طارم نشان مى‌دهند که در دوران اشکانيان و ساسانيان، دره‌هاى زنجان‌رود و قزل‌اوزن از رونق بيش‌ترى برخوردار بوده‌اند. گزارش‌هاى جغرافيادانان آغاز دورهٔ اسلامى نيز اين موضوع را تأييد مى‌کنند. از پانزده کانون باستان‌شناسى بررسى شدهٔ‌ اين دوره، ۹ کانون در درهٔ رود قزل‌اوزن و در طارم عليا واقع شده‌اند که از شکوه و آبادانى اين بخش از منطقه، در قرن‌هاى دوم تا پنجم ميلادى حکايت مى‌کنند. از مهم‌ترين آثار آن دوره به آتشکدهٔ تشوير مى‌توان اشاره کرد که در روستاى تشوير در ميان گورستانى تاريخى، با سنگ و ساروج و با طرح چهار طاقى در ابعاد ۴×۴ مترمربع با پوشش گنبدى‌شکلى ساخته شده است. ترکيب بنا، يادآور سبک معمارى آتشکده‌هاى دوران ساسانى است و با آتشکدهٔ نياسر کاشان قابل مقايسه است؛ با اين تفاوت که اين بنا، سنگى است و در ساختن آن از آجر استفاده نشده است. اين آتشکده برخلاف آتشکده‌هاى عظيم دوران ساسانى که جنبهٔ دولتى و تشريفاتى داشتند، به عنوان آتشکدهٔ محلى مورد استفاده قرار مى‌‌گرفته است و با گذشت زمان، پيرامون آن به گورستان تبديل شده است. – دوران اسلامى (از قرن ۷ تا ۱۹ ميلادى برابر با قرن اول تا ۱۴ هجرى): اين دوره از تاريخ زنجان، با فتح آن در زمان خلافت عثمان و به دست «براءبن عازب» سردار مشهور آغاز مى‌شود. به استناد مدارکى که از ۶۲ کانون باستان‌‌شناختى منطقه به دست آمده است، به استثناى دره طارم عليا در رودخانهٔ قزل‌اوزن و شهر زنجان، در بقيهٔ نواحى، نقل و انتقال قدرت سياسى و مذهبى به آرامى صورت گرفته و با خرابى و درگيرى همراه نبوده است. متن‌ها و اثرهاى موجود تاريخى نشان مى‌دهند که اين منطقه در سرتاسر دوران اسلامى، به ويژه از قرن‌هاى چهارم تا هشتم هجرى (در دوران حکومت کنگريان، سلجوقين و ايلخانيان) از شکوفايى اقتصادى، فرهنگى و هنرى برخوردار بوده است. از آثار اين دوره مى‌توان مسجدهاى جامع قِروه، سجاس، قلابر؛ کاروان‌سراهاى نيک‌پى، سرچم؛ آثار تاريخى عظيم‌ سلطانيه، خدابنده، ابهر و ساير آثار تاريخى را نام برد. اصولاً يکى از دلايل انتخاب سلطانيه به پايتختى، رونق اقتصادى اين منطقه در قرن هفتم و هشتم هجرى بوده که توجه ايلخانان مغول را به خود جلب کرده است. کاشى‌هاى مطلايى که از تپهٔ‌ نور و سفال‌هاى سلطان‌آبادى بسيار جالبى که از تپهٔ نور‌آباد خدابنده به دست آمده‌اند، گواهى بر رونق اقتصادى و فرهنگى آن دوره‌اند. پس از برچيده شدن حکومت ايلخانى به دست سربداران در قرن نهم هجرى، منطقهٔ زنجان نيز دچار فتنهٔ خانمان‌سوز‌ تيمورلنگ شد و به شدت ويران گرديد. تنش‌هاى سياسى و کشمکش‌هاى نظامى تا قرن دهم هجرى شمسى، مانع رشد و اعتلاى اقتصادى و فرهنگى در اين منطقه شده است. در دوران حکومت صفويه و قاجاريه، به ويژه در دوران حکومت شاه‌طهماسب، شاه‌‌عباس و آغامحمدخان قاجار، رونق نسبى اقتصادى و فرهنگى در منطقه برقرار بوده است. قسمت اعظم روستاهاى بخش‌ها و شهرهاى کنونى، با توجه به نظام ارباب و رعيتى، تا اواخر قرن سيزدهم هجرى قمرى تکوين و تکامل يافته‌اند و در طول دهه‌هاى اخير، به سرعت در حال رشد و گسترش بوده‌اند. وضعيت اجتماعى و اقتصادى استان براساس نتايج سرشمارى عمومى نفوس و مسکن سال۱۳۷۵ مرکز آمار ايران، جمعيت استان زنجان ۸۹۰‚۹۰۰ نفر بوده است که از اين تعداد ۴۷/۶۲ درصد در نقاط شهرى و ۵۲/۳۷ درصد در نقاط روستايى سکونت داشته، و بقيه غيرساکن بوده‌اند. از کل جمعيت استان در همين سال ۳۸۱‚۴۵۳ نفر مرد، و ۵۰۹‚۴۴۷ نفر زن بوده‌اند. لذا نسبت جنسى جمعيت اين استان برابر ۱۰۱/۳ زن در برابر ۱۰۰ مرد مى‌باشد. از جمعيت اين استان ۴۱/۳۸ درصد در گروه سنى کم‌تر از ۱۵ ساله، ۵۳/۹۳ درصد در گروه سنى ۱۵-۶۴ ساله و ۴/۶۹ درصد در گروه سنى ۶۵ ساله و بالاتر قرار داشته‌اند و سن بقيهٔ افراد نيز نامشخص بوده است. در آبان‌ماه ۱۳۷۵، از جمعيت استان ۹۹/۹۱ درصد را مسلمانان تشکيل مى‌داده‌‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى ۹۹/۸۷ درصد، و در نقاط روستايى ۹۹/۹۴ درصد بوده است. در فاصلهٔ سال‌هاى ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵، در حدود ۱۶۸‚۷۷ نفر به استان وارد شده‌‌اند، يا در داخل اين استان جابه‌جا شده‌اند. محل اقامت قبلى ۳۰/۸ درصد مهاجران، ساير استان‌ها، ۵/۶۵ درصد در شهرستان‌هاى ديگر همين استان، و ۶۲/۷۷ درصد در شهرستان محل سرشمارى بوده است. محل اقامت قبلى بقيهٔ افراد، خارج از کشور و يا اظهارنشده بوده است. مقايسهٔ محل اقامت قبلى مهاجران با محلى که در آن سرشمارى شده‌اند، نشان مى‌دهد که ۳۵/۳۷ درصد از روستا به شهر، ۳۴/۶۴ درصد از شهر به شهر، ۱۵/۸۶ درصد از روستا به روستا ۱۲/۶۸ درصد از شهر به روستا – در طى ۱۰ سال قبل از سرشمارى آبان ۱۳۷۵ – مهاجرت کرده‌‌اند. در آبان‌ماه ۱۳۷۵، از ۸۱۷‚۷۷۳ نفر جمعيت ۶ ساله و بالاتر استان، ۷۴/۵۳ درصد باسواد بوده‌اند. نسبت باسوادى در گروه سنى ۶-۱۴ ساله ۹۵/۲۱ درصد، و در گروه سنى ۱۵ ساله و بالاتر ۶۵/۲۳ درصد بوده است. در ميان افراد لازم‌التعليم (۶-۱۴ ساله)، نسبت باسوادى در نقاط شهرى ۹۷/۷۵ درصد و در نقاط روستا‌يى ۹۳/۰۳ درصد بوده است. در اين استان، نسبت باسوادى در ميان مردان ۸۱/۶۸ درصد، و در ميان زنان ۶۷/۷۹ درصد بوده است. اين نسبت در نقاط شهرى براى مردان و زنان به ترتيب ۸۷/۹۷ درصد و ۷۷/۵۴ درصد، و در نقاط روستايى ۷۵/۶۱ و ۵۸/۹۲ درصد بوده است. در اين سال، از جمعيت ۶-۲۴ سالهٔ استان، ۶۳/۳۹ درصد در حال تحصيل بوده‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى ۷۴/۴۷ درصد، و در نقاط روستايى ۵۳/۶۷ درصد بوده است. در اين استان ۹۲/۳۸ درصد از کودکان، ۸۰/۹۳ درصد از نوجوانان و ۳۲/۹۳ درصد از جوانان به تحصيل اشتغال داشته‌اند. در آبان‌ماه ۱۳۷۵، در اين استان افراد شاغل و افراد بيکار (جوياى کار)، در مجموع، ۳۵/۰۵ درصد از جمعيت ده‌ساله و بالاتر را تشکيل مى‌داده‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى ۳۳/۹۴ درصد، و در نقاط روستايى ۳۶/۱۲ درصد بوده است. از جمعيت فعال اين استان، ۹۰/۱۱ درصد را مردان و ۹/۸۹ درصد را زنان تشکيل مى‌‌داده‌اند. استان زنجان داراى دانشگاه معتبر منطقه‌اى است که در سطوح عالى، به تربيت نيروى انسانى مى‌پردازد. براساس نتايج همين سرشمارى، از شاغلان ده‌ساله و بالاترِ استان، ۳۹ درصد در گروه عمدهٔ کشاورزى، ۳۱/۲۵ درصد در گروه عمدهٔ خدمات، ۲۸/۸۳ درصد در گروه عمدهٔ صنعت اشتغال به کار داشته‌اند و شغل ۰/۹۳ درصد از افراد نامشخص بوده است. اين نسبت در نقاط شهرى، به ترتيب ۷/۷۳ درصد، ۵۴/۱۰ درصد، ۳۷/۱۰ درصد و ۱/۰۷ درصد؛ و در نقاط روستايى به ترتيب ۶۶/۸۶ درصد، ۱۰/۸۹ درصد، ۲۱/۴۴ درصد و ۰/۸۱ درصد بوده است. بدين‌ترتيب ملاحظه مى‌شود که بيش‌‌ترين تعداد شاغلين در نقاط شهرى در گروه‌ عمدهٔ خدمات، و در نقاط روستايى در گروه عمدهٔ کشاورزى اشتغال داشته‌اند. شرايط جغرافيايى مشتمل بر تنوع آب و هوايى، برخوردارى از منابع آب و حاصلخيزى خاک، اين استان را به صورت يک منطقهٔ‌ مناسب کشاورزى درآورده است. بعضى از محصولات کشاورزى و باغى استان، از نظر مقدار سطح زيرکشت و توليد، از جمله انگور، با ۱۳۶ هزار تن در سال، مقام اول را در کشور دارد. کشاورزى به صورت‌هاى ديمى و آبى انجام مى‌گيرد و در حدود ۶۵ درصد زمين‌هاى زيرکشت استان را زمين‌هاى ديم تشکيل مى‌دهند که بيش‌تر در نواحى کوهپايه‌اى و دامنهٔ کوه‌‌ها قرار دارند. در حال حاضر، استان زنجان يکى از قطب‌هاى مهم کشاورزى و دامدارى غرب کشور به شمار مى‌آيد. انواع فعاليت در هر دو بخش به دو شيوهٔ صنعتى و سنتى انجام مى‌شود. از ديگر بخش‌هاى دامپرورى، رمه‌گردانى عشايرى در اين استان است. استان زنجان در زمينهٔ دامپرورى صنعتى و توليد گوشت و شير، در سطح کشور، جايگاه درخور توجهى را احراز نموده و يکى از مهم‌ترين مراکز مرغذارى کشور محسوب مى‌شود. در بخش صنعت و معدن نيز استان زنجان موقعيت ممتازى دارد؛ به ويژه آن‌که به دليل هم‌جوارى و نزديکى به استان‌هاى تهران و گيلان که با محدوديت‌هاى قانونى و جغرافيايى در توسعه و گسترش واحدهاى صنعتى روبه‌رو هستند، از امکانات توسعهٔ صنعتى برخوردار شده و زيربناهاى لازم نيز براى آن فراهم شده است. معادن فعال استان عبارت‌اند از : کائولن، فلدسپات و سيليس. در بخش صنعت، صنايع کارخانه‌اى فلزى، شيميايى، دارويى، غذايى، ريسندگى و بافندگى، ساختمانى، الکتريکى، چوبى و سلولزى فعال هستند. صنايع دستى استان نيز قابل‌توجه و از اهميت ويژه‌اى در سطح کشور برخوردار است. استان زنجان