خانه / تور لحظه آخری / تور ترکیه / تور آلانیا / سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت چهارم – تور لحظه آخری

سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت چهارم – تور لحظه آخری


 

سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت چهارم – تور لحظه آخری

 

وقتی بر روی یکی از راه‌های خاک آلود این منطقه در اتومبیلی که گرد و خاک در آن نفوذی ندارد طی طریق می‌کنید این سرزمین فقط در نظرتان پهناور و بی آب و علف می‌نماید. ولی اندکی بایستید و از اتومبیل پیاده شوید تا اندکی از کوفتگی ناشی از ساعت‌ها نشستن در اتومبیل به در‌آیید. ناگهان متوجه می‌گردید که بر عرصه‌ی دریای مواجی از تپه‌های پست و بلند چون نقطه‌ی ناچیز کوچکی هستید. البته برای عبور از آناطولی و دیدن نقاط مختلف آن اتومبیل وسیله‌ی آسانی است ولی به آن سو بنگرید. آن سیاهی کوچک را که به تدریج جلو می‌آید و لحظه لحظه بزرگتر می‌شود می‌بینید؟ وقتی خیلی نزدیکتر می‌آید متوجه می‌شوید که مردی سوار بر الاغی است.

 

این معلم ده است که از خانه‌اش به سوی دهی که در آن جا درس می‌دهد روان است. او باید ده ساعت در راه باشد تا از خانه به مقصدش برسد ولی همین شخص خیلی بیشتر از کسی که با اتومبیل از این منطقه عبور می کند آناطولی را می‌بیند و در می‌یابد. روستایی آناطولی که دست پروده‌ی این سرزمین سخت و ناهموار است ستون فقرات ملت ترکیه را تشکیل می‌دهد، در دوران امپراطوری عثمانی نیز چنین بود. استانبول بزرگترین شهر ترکیه در حدود یک میلیون و‌ نیم جمعیت و آنکارا پایتخت ترکیه در حدود ششصد هزار نفر جمعیت دارد. جمعیت ازمیر مهمترین شهر ترکیه پس از استانبول اندکی بیش از سیصد هزار نفر است.

 

از بیست و شش میلیون جمعیت مردم ترکیه در حدود سه چهارم آن در روستاها زندگی می‌کنند و بیشتر روستاها نیز بر روی فلات قرار دارد. در گذشته در زمان امپراطوری عثمانی روستایی آناطولی با بی رحمی هر چه بیشتر مورد استثمار واقع می‌شد. پاشاهای ملاک که اغلب در شهرها بودند و هیچ گاه در املاک خود زندگی نمی‌کردند مالیات های گزاف بر او تحمیل می‌کردند. بدون کمترین توجهی به بی سر و سامان شدن خانواده اش او را به سربازی می‌بردند. در تحت چنین شرایطی طبیعی است که روستایی آناطولی به همه چیز جز روستا و سرزمین خود بی اعتنا و بی علاقه شده باشد.

ترکیه به شصت و هفت استان که ولایت نامیده می‌شود و شکل و مساحت متفاوتی دارد تقسیم شده است. مساحت سراسر ترکیه در حدود 760 هزار کیلومتر مربع است. هر ولایت به

 

نام شهر عمده‌ی آن نامیده می شود و حتی آنکارا نیز ولایتی دارد. اداره‌ی هر ولایت به عهده‌ی یک فرماندار است که والی خوانده می‌شود. این والی آنقدر فرصت دارد که علاوه بر انجام وظایف رسمی خود از همه‌ی مهمانان و مسافران خارجی پذیرائی کند و راهنمائی ها و کمک‌های لازم را به آنان عرضه دارد. هیچگاه ندیدم مسافری برای مطالعه، داد و ستد، گردش و یا منظور دیگر به ترکیه برود و پس از بازگشا از آنجا شمه‌ای از مهمان نوازی و کمک این والی‌ها نگوید و ننویسد.

 

مسافرت به ترکیه هنوز آمیخته به نوعی کشف و سیاحت و ماجراجویی است به خصوص اگر مسافر از استانبول و یا شهرهای نسبتاً مهم و جدید مغرب ترکیه به داخل فلات پیش برود. به قول یک نفر از سیاحان در این مسافرت نظیر هر مسافرتی در قاره‌ی آسیا شما نیازمند به تجهیزات روحی و جسمی خاصی هستید که مهاجران اروپائی برای دستیابی به نقاط غرب آمریکا لازم داشتند: قابلیت انطباق با شرایط و مقتضیات محلی، روح کنجکاوی، اعتقاد به اینکه هر وقت قسمت باشد به مقصد خواهد رسید و نیز کلیه هایی سالم و نیرومند.

 

اگر با هواپیما به ترکیه مسافرت کنید هواپیمای شما از روی دریای اژه یعنی همان دریایی عبور می‌کند که هومر در اودیسه‌ی خود از آن به نام دریایی به رنگ شراب نام برده است و اتفاقاً ماجراهای این کتاب نیز در شهر باستانی تروا در غرب آسیای صغیر به جود آمده است. آنگاه هواپیما به جانب شمال می پیچد و از روی تنگه‌ها و دریای سیمگون مرمره عبور می‌کند و در فرودگاه جدید استانبول فرود می‌آید. فرودگاه با یک جاده‌ی دو طرف به طول 15 کیلوتر به شهر می‌پیوندد. کشتی‌های بخاری نیز شما را از دریای اژه از طریق تنگه‌ی داردانل و دریای مرمره به استانبول می‌رسانند ولی از جانب شمال استانبول را از منظر دیگری می‌بینید.

 

وقتی با کشتی به استانبول نزدیک می‌شوید از برابر دامنه‌های سبز و پر درخت و صیفی کاری‌هایی که از دامنه‌ی تپه تا کناره‌ی دریا امتداد دارد و خانه‌های کوچکی که سقف قرمز سفالی دارند عبور می‌کنید و گاه گاه چشمانتان به جایی که از جنگل و صیفی کاری خالی است و به جای آن یک «یالی»[1] یا اقامت‌گاه تابستانی ترک‌های ثروتمند است می‌افتد. این اقامت‌گاه‌ها که از چوب ساخته شده در معرض گذشت زمان و باد و هوای نمک آلوده‌ی دریا رنگ خاکستری نقره‌ای زیبا به خود گرفته است. در جاهای دیگر ترکیه کمتر خانه‌ای از چوب ساخته می‌شود.

 

اما استانبول مظهر آسیای صغیر یا آناطولی نیست. این شهر محیطی خاص خود دارد. سیاست انعطاف ناپذیر دولت جمهوری ترکیه پس از روی کار آمدن این بوده است که به آبادانی نقاط مختلف فلات داخلی که نسبتاً عقب مانده است و شهرهای مهم ولایت‌های داخلی از قبیل آنکارا و قیصری توجه بیشتری مبذول شود و مانند سابق تمام توجه به آبادانی استانبول و ازمیر معطوف نگردد. از این دو شهر که نام بردیم اولی یعنی استانبول مترادف با نام امپراطوری عثمانی و شکست ترکیه در جنگ جهانی اول است و دومی یعنی ازمیر یاد اشغال آن را توسط یونانیان پس از پایان جنگ اول زنده می‌کند. پس از آنکه یونانی‌ها نیز ازمیر را تخلیه کردند حریق بزرگی مانع از احیا و آبادانی سریع این شهر شد ولی استانبول در برابر هرگونه کوششی که برای کم کردن اهمیت و اعتبارش به عمل می‌آمد ایستادگی کرد و هنوز به صورت یکی از شهرهای برجسته‌ی دنیا شهرت و اهمیت خود را حفظ کرده است. با اینکه مقر حکومت و سفارت خانه‌های خارجی از آنجا به آنکارا انتقال داده شده است باز هم چون مغناطیسی تمام اهالی ترکیه را از هر نقطه‌ی کشور که باشند به سوی خود می‌کشاند.

 

هر خانواده‌ی ترکی که در آلانیا زندگی می‌کند می‌کوشد تابستان خود را در استانبول بگذراند و بسیاری از خانواده ها در این کوشش خود موفق می‌شوند. چنین خانواده‌ای شاید در آنکارا منزلی وسیع و راحت داشته باشد ولی ترجیح می‌دهد به اتفاق تنی چند از خویشان و دوستان تابستان را در منزل کوچکتری در استانبول بگذراند. بالاخره هرچه باشد زندگی در استانبول چیز دیگری است. به طور کلی ترکیه سرزمینی نیست که مناطق و نواحی متمایزی داشته باشد مثلاً یکی از اهالی جنوب لهجه ی ترکی جنوبی ندارد و یا غذای مخصوصی که فقط در شهرش معمول باشد نمی‌خورد. هیچ گونه سبک معماری خاصی نیز مشخص کننده‌ی یک ناحیه از ناحیه‌ی دیگر نیست و حس غروز ناشی از متعلق بودن به شهر و یا ناحیه‌ی خاصی از کشور نیز در مردمان دیده نمی‌شود جز آنچه قبلاً درباره‌ی آناطولی گفته شد. این روحیه و احساس اتحاد و متعلق بودن همه به یک سرزمین که پس از استقرار رژیم جمهوری در ترکیه در سال 1923 پدیدار شده به تدریج تقویت گردیده است.

 

[1] – Yali

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *