خانه / تور لحظه آخری / تور ترکیه / سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت هفتم – تور لحظه آخری

سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت هفتم – تور لحظه آخری

http://gashtnet.net/wp-content/uploads/2017/11/2017811733Turkey.jpg

 

سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت هفتم – تور لحظه آخری

 

سایه‌ی دوران‌های گذشته

درباره‌ی اولین کسانی که در سرزمین آناطولی زندگی کرده‌اند اطلاعات زیادی در دست نداریم ولی به احتمال قوی بر این شبه جزیره از دوران‌های بسیار قدیم اقوامی سکونت داشته‌اند و شاید سابقه‌ی تمدن در آن از سایر نقاط دنیا کمتر نباشد. در انجیل آغاز زندگی انسان در روی زمین به آدم نسبت داده شده است و فرضی که جنبه‌ی عمومیت دارد محل اصلی باغ بهشت را در نقطه‌ای بین دو شط دجله و فرات یعنی سرزمینی که امروزه عراق نامیده می‌شود می‌دادند. البته آدم و حوا قسمت کوچکی از عمر خود را در باغ بهشت گذراندند و سالیان فراوانی را به در‌به‌دری سر کردند. در آناطولی افسانه‌ای شایع است که ممکنست درباره‌ی آغاز زنگی بشر در آنجا اطلاع بیشتری به ما بدهد.

 

به موجب افسانه‌ی مزبور وقتی آدم سالخورده وفرسوده شد و می‌خواست زندگی را بدرود گوید از عزرائیل که مأمور شده بود جانش را بستاند واپسین خواهش خود را کرد. او به عزرائیل گفت: «پیش از آن‌که جانم را بستانی اجازه بده یک‌بار دیگر بر زادگاه خود نظری بیفکنم. زمان درازی است که از زادگاه خود به دور افتاده‌ام و فراموش کرده‌ام که زادگاهم کجاست» عزرائیل این خواهش را پذیرفت و با هم به راه افتادند. همه جا را از دیارهای آشنا ونا‌آشنا دیدند و گشتند ولی آدم از جستجو باز ایستاد و با عزرائیل به‌سوی باغ بهشت بازگشت. در بازگشت از فراز آناطولی شرقی عبور کردند. آدم نگاهی به جانب پایین افکند و در آنجا مردانی را دید که با خرمن کوب‌های چوبی به کوبیدن گندم کشتزارها‌یشان مشغولند. ارابه‌هایی با چرخ‌های محکم چوبین، زنانی که بر روی زمین‌های خاک آلود خم شده بودند و خانه‌های خشت و گلی که در معرض آفتابی سوزان بود دید.ANTALYA

 

آن‌گاه به صدا در‌آمده گفت: «اینجا زادگاه منست.» این نکته که در زبان ترکی انسان را آدم می‌گویند ممکنست فقط جنبه‌ی تصادف نداشته باشد. یکی از دانشمندان بنام رشته‌ی مردم‌شناسی «کارلتون کون»[1] می‌گوید مسکن اصلی مردم غرب جایی در حوالی کرانه‌های شمالی دریای خزر بوده است. از این گفته چنین مستفاد می‌شود که قبل از آن‌که بشر از خود سنگ نوشته‌ای به جای گذارد، قبایل بیابانگرد و چادر‌نشین به حکم غریزه‌ای نا‌معلوم به هوای آن‌که چراگاه‌های بهتر و آبادتر در جانب مغرب فراوان است مرتباً از آسیا حرکت کرده پس از عبور از آسیای صغیر به جانب غرب شتافته‌اند. این قبایل بدوی و چادر‌نشین هیچ‌گاه به سوی شرق روی نمی‌آوردند و همیشه به جانب غرب روی می‌کردند. یکی از مضامین بسیار معمول در شعر ترک عبارت از اینست که ترک‌ها به صورت سپاهی از سواران با انضباط و خاموش، سپیده دم آهنگ عزیمت کرده به سوی غرب یعنی آن‌جا که خورشید غروب می‌کند پیش می‌روند.

 

 

یکی از جذاب‌ترین و جالب‌ترین مشخصات آناطولی اینست که حتی امروز، پس از چهار‌ هزار سال تاریخ مدون و هزاران سال تاریخ غیر‌مدون، هنوز این سرزمین خشن و ناهموار رخسار جاوادنه‌ی خود را چنان حفظ کرده است که گویی گذشت زمان هیچ‌گاه در آن تغییری نداده است. چند دقیقه‌ای با اتومبیل از آنکارا به سوی خارج برانید و ناگهان به نظرتان می‌رسد هیچ‌گونه نشانی از تمدن و زندگی بشر امروزه پیرامون خود نمی‌یابید. آنچه گرد شماست جز تپه‌‌ها و ماهورهای بی‌پایان چیزی نیست. رنگ قهوه‌ای خاک تیره تنها رنگ مسلط بر مناظر اطراف شماست ولی گاه گاه برقی به رنگ‌های گوناگون در زیر پرتوهای خورشید به دیدگان شما می‌زند و نشانی از وجود رگه‌های فلزاتی که در دل صخره‌های بی‌‌حاصل پنهانست به همراه می‌آورد.

 

 

سکوت بی‌‌انتهایی بر‌فراز دشت و هامون حکمفرماست. به خاطر دارم در اولین مسافرت خود به آناطولی بامدادی بسیار زود از خواب بیدار شدم. ظاهراً قطار راه‌آهن در یکی از ایستگاه‌های دور افتاده‌ی بین راه توقف کرده بود. خورشید در حال بالا آمدن در افق بود. گوش دادم تا صداهایی را که معمولاً در چنین مواقعی شنیده می‌شود نظیر صدای توقف ترن، صدای ریزش آب از منابع آب، ریختن ذغال به درون انبار ذغال قطار، برخورد چرخ‌ها بر‌روی ریل و فریاد وهیاهوی روستاییان که به دنبال قطار می‌دوند و به مسافران دست تکان می‌دهند بشنوم ولی کوچکترین صدایی به گوشم نرسید. تقریباً غیر‌ممکنست در دنیای پر‌هیاهوی متمدن امروزه انسان به‌ جایی برسد که در آن جز سکوت چیز دیگری نیابد. ولی آناطولی چنین جایی است.

 

http://gashtnet.net/wp-content/uploads/2017/11/Turkey-is-a-very-interesting-city-5.jpg

 

البته امروزه در هرگوشه و کنار این سرزمین چیزی به چشم می‌خورد که یکنواختی و سکوت بی‌انتها را از بین می‌برد. نظیر یک دهکده‌ی تازه، خرابه‌هایی از گذشته و یا آتشفشانی خاموش. ولی تصورش را بکنید چهار هزار سال پیش قبایل مهاجری که از این سرزمین عبور می‌کردند چه احساسی داشتند زیرا اصلاً نمی‌توانستند حدس بزنند اندکی فراتر چه در انتظار آنهاست. بنابراین تعجبی ندارد اگر بسیاری از آنان وقتی به نخستین جایی که آب و چرا‌گاه و پناه‌گاهی داشت می‌رسیدند عزم اقامت می‌کردند و ساکن می‌شدند. محققاً سرزمین آناطولی به این ترتیب مسکون شد. هر قبیله در گوشه‌ای اقامت داشت بدون آن‌که بداند اندکی فراتر چه همسایه‌هایی دارد، تا زمانی‌که مسافران و رهگذران از راه می‌رسیدند و به آنان خبر می‌دادند خارج از چهار‌دیواری ایشان دنیای دیگر و مردمی دیگر نیز وجود دارد.

در آناطولی رودخانه‌های قابل کشتیرانی وجود ندارد. قبایلی که پر‌کارتر و جسور‌تر بودند در جستجوی خود آن‌قدر پیش می‌رفتند تا به دریا می‌رسیدند و در آنجا تشکیل اقوامی دریانورد، بازرگان، سوداگر، دلال و احتمالاً مستعمره چی می‌دادند.

 

 

اینان «مینونهای»[2] اهل کرت، فنیقی‌ها، و «آکایی‌ها»[3]، و یونانی‌ها بودند. آنها که در آناطولی باقی ماندند به شبانی و رمه‌داری و نیز از روی ضرورت به روستایی و کشاورزی پرداختند. جریان آرام و مداوم زندگی روستایی در آناطولی از همان زمان استقرار یافت و با اینکه بار‌ها در اثر هجوم اقوام مهاجم در این جریان منظم تغییراتی حاصل شده، امروز هم وضع گذشته محفوظ مانده است. خانه‌های خشت و گلی روستاییان یا در اثر تابش آفتاب سوزان به‌ تدریج فرو می‌ریزد و یا دستخوش ویرانی ناشی از باران‌های بهاری می‌گردد و سپس آهسته آهسته از نو ساخته می‌شود. امروزه البته تغییر عمده و شگرفی که در این وضع حاصل شده است، کاملاً به چشم می‌خورد. برای دومین بار در طول تاریخ، طبقه‌ی پا‌برجا و مستقر روستاییان آناطولی طبقه‌ی مورد توجه و عنایت ملت قوی و متحد ترک را تشکیل می‌دهد.

 

 

عده‌ای از اقوام متمدن مهاجم که از آناطولی گذشتند و در آنجا ساکن شدند مصالح بهتری در ساختمان‌ها به کار بردند. از نظر ساختمان بنا و عمارت عظیم‌ترین این تمدن‌ها متعلق به مردمی بود که تا کمتر از یک قرن پیش مطلقاً برای دنیای خارج نا‌آشنا بودند و بیست و پنج قرن قبل از میلاد مسیح تمدن بزرگی را در آناطولی مرکزی پایه گذاردند. در آن دوران بسیار قدیم، این مردم شهرها ساختند، چاه‌ها حفر کردند، مجاری فاضلاب کشیدند، و سلاح‌های جنگی جدید اختراع کردند. با وجود این اگر تصادفی کمک نمی‌‌کرد امروز ما از این قوم بزرگ متمدن کوچکترین اطلاعی در دست نداشتیم.

 

[1] – Carleton Coon

[2] – Minonas

[3] – Achaeans


 

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *