خانه / تور لحظه آخری / تور ترکیه / سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت هشتم – تور لحظه آخری

سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت هشتم – تور لحظه آخری

http://gashtnet.net/wp-content/uploads/2017/12/e3d47dfc-e269-4410-b8ef-df785e150820.jpg

 

سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت هشتم

 

نخستین قوم بزرگی که در آناطولی زندگی کرده قوم «هیتیان»[1] بوده است. در انجیل در چند نقطه به این قوم به‌عنوان یکی از قبایل کم اهمیت سرزمین سوریه و فلسطین اشاره می‌شود. در یک دایره‌المعارف مهم آلمانی که با سال 1871 منتشر گردیده درباره‌ی این قوم هفت خط درج شده است که همگی بر خطاست. با وجود این در یک‌جا در عهد عتیق (کتاب دوم پادشاهان 6 : 7) به نکته‌ای اشاره می‌شود که آدمی را به اندیشه وا‌میدارد.در آنجا چنین می‌آید: «و آنان (جنگجویان سوریه‌ای) به یکدیگر گفتند: اینک پادشاه اسرائیل پادشاه هیتیان و پادشاهان مصریان را به ضد ما اجیر کرده است تا بر ما بیایند.» ذکر نام هیتیان در شمار نام مصر که کشور مقتدر آن زمان بود بایستی کنجکاوی اشخاص را بر‌انگیخته باشد. آیا ممکنست چنین بوده باشد؟ در سال 1843 یک فرانسوی ماجرا دوست به نام «شارل تگزیه»[2] در جستجوی یک شهر گمشده مربوط به دوران گل‌ها به‌ نام «تاویوم»[3] سراسر آناطولی را زیر‌ پا گذاشت. این شهر واجد هیچگونه اهمیت خاصی نبود ولی از نظر تگزیه که باستان‌شناس بود کلیه‌ی شهرهای گمشده‌ی تمدن‌های باستانی اهمیت داشت.

 

 

در نزدیکی دهکده‌ی «بغاز‌کوی»[4] که در مشرق آنکارای امروزی واقع است تگزیه از روستاییان جسته گریخته مطالبی راجع به حجاری‌هایی بر روی فلاتی بر بالای دهشان شنید. با زحمت و مرارت فراوان از طریق راه سخت و نا‌هموار ارابه رویی که از دامنه‌ی تپه بالا می‌خزید به آنجا رسید و ناگهان خود را در میان مجموعه‌ی بسیار جالب و خیال‌انگیزی از آثار معماری یافت. قطعات بزرگ سنگ‌های خارا به طور ایستاده یا افتاده در سراسر قسمت مسطح فلات که در حدود دو کیلومتر طول داشت دیده می‌شد. بسیاری از این قطعه سنگ‌ها به شکل خشن و خالی از ظرافت و استادی ولی به نحوی که کاملاً مشخص بود هیکل شیر یا اژدهای بالدار و انسان را نشان می‌داد. در شکاف صخره‌ای که در سویی قرار داشت تگزیه متوجه حجاری‌ها و کنده‌کاری‌هایی شد که جمعی را به دنبال کائنی نشان می‌داد و به وضوح معلوم بود که آن جمع به قصد عبادت به سوی معبد می‌روند. مردمی که در کنده‌کاری‌های مزبور نشان داده شده بودند از لحاظ نژادی بر تگزیه کاملاً مجهول و نا‌آشنا بودند.

 

 

اندام‌های تنومند و کوتاه با پیشانی‌های گشاده و مسطح و بینی‌های بزرگ نوک برگشته داشتند. تگزیه پس از آن‌که اطراف فلات را که شبیه به استحکامات فوق‌العاده عظیمی می‌نمود به خوبی وارسی کرد و نظری بر پیرامون شهر ویران شده انداخت و هیج اثری از آبادی در اطراف آن ندید به نظرش آمد که تنها از عهده‌ی ملتی بسیار نیرومند و توانگر بر‌می‌آمده است چنان شهر عظیم و مستحکمی در میان چنان بیابانی بسازد. ولی وی به‌عنوان یک باستان‌شناس به خاطر نداشت چنان تمدنی در قرون گذشته در آناطولی وجود داشته باشد.

 

 

ما اکنون به خوبی می‌دانیم که تگزیه به کشف و یا کشف مجدد پایتخت قوم هیتیان به نام «هاتوساس»[5] موفق شده است. این قوم در فاصله‌ی بین دو هزار تا یک ‌هزار و یکصد سال قبل از میلاد مسیح یکی از دول معظم دوران خود بوده و کوس هم طرازی با مصر را می‌زده است. کشف سایر مراکز مربوط به هیتیان در اطراف محلی که تگزیه کشف کرده بود بعداً شروع گردید و مراکز مزبور امروزه به نام‌های «آلاجاهیوک»[6] و «یازی‌لی‌کایا»[7] نامیده می‌شود و سپس سنگ‌نوشته‌ها و الواح و خرابه‌های شهرهای هیتیان در سراسر ترکیه و سوریه و حتی عراق نیز کشف گردید. و بر همه آشکار شد که نام هیتیان بایستی به همراه نام مصر ذکر می‌شده است و مندرجات تورات صحیح بوده است. در اینجا قصد نداریم وارد جزئیات کشفیات و استدلالات باستان‌شناسان که همگی دال بر عظمت فوق‌العاده‌ی این تمدن باستانی است بشویم. اگر شما علاقه‌مند باشید در این زمینه اطلاعاتی بیشتر به دست آورید خواندن کتاب دلکش و آموزنده‌ی «سرام»[8] رابه نام «راز هیتیان»[9] به شما توصیه می‌کنیم.

 

 

نکته‌ی جالبی که باید در اینجا گفته شود اینست که در سال 1190 قبل از میلاد مسیج مهاجمان بیگانه شهر‌ها توساس را دستخوش حریق ساختند. شگفت اینکه شعله‌های آتش که ظاهراً روزها طول کشیده بوده است سرپوشی از خاکستر و خاک بر سر آنچه از شهر باقی مانده بود کشید و آنجا را به همان حال محفوظ نگه داشت تا سی قرن بعد قضای روزگار پای باستان‌شناس کنجکاوی را به آنجا بکشاند که آنجا را کشف کند و به دنیا بشناساند.

برای ما واقعاً لازم است سفری به شهرها توساس برویم تا بتوانیم به تاریخ آناطولی و آمیزه‌ی عجیب گذشته و حال آن معرفت حاصل کنیم.

این شهر در یکصد و هشتاد کیلومتری جهت شمال- شمال شرقی آنکارا واقع است. بر روی جاده‌هایی که زیر‌سازی محکمی دارد ولی پر پیچ و خم و خطرناک می‌باشد و از میان طبقات خاک رس و سنگ‌های متورق احداث گردیده است عبور می‌کنیم. مناظر پیرامون ما آن‌چنان خشک  و بی‌آب و علف است که گویی از منطقه‌ای بر روی ماه می‌‌گذریم. ناگهان چنان‌که معجزه‌ای روی داده باشد منظره تغییر می‌کند. این تغییر ناگهانی منظره را شما در اغلب نقاط آناطولی می‌بینید. وارد دره‌ی وسیعی می‌شویم و به موازات رودخانه‌ای که به رنگ خون خشک شده است پیش می‌رویم. این رودخانه‌ی سرخ فام همان است که در ترکی «قزل ایرمک»[10] نامیده می‌شود و در قرون باستانی رود «هالیس»[11] خوانده می‌شد.

 

 

این رودخانه شبیه داسی در منطقه‌ی شمال مرکزی آناطولی جریان دارد و به دریای سیاه می‌ریزد. همین رودخانه بود که مرزهای غربی امپراطوری هیتیان را تشکیل می‌داد. وقتی هیتیان قوی بودند مردمان ساکن غرب رودخان را وحشیان می‌خواندند و زمانی‌که شکست می‌خوردند فریجی‌های ساکن غرب رودخانه مردمان مشرق رودخانه را وحشیان می‌نامیدند.

 

 

در دهکده‌ی بغازکوی که معنای لغوی آن دهکده‌ی «تنگ‌گلو» است برای آنکه راه‌مان را بیابیم از روستاییان کمک می‌خواهیم و یکی را به عنوان راهنما پیدا می‌کنیم. البته نه به خاطر آنکه وی راهنماییهایی درباره‌‌ی مقصدمان به ما بکند. زیرا انگلیسی نمی‌داند بلکه چون حضور این شخص موجب می‌شود بروبچه‌های شرور و اشخاص بیکاره گردمان جمع نشوند و برایمان مزاحمتی فراهم نیاورند. در عظمت و جلال منظره‌ی برابر دیدگانتان حالتی است که در شما این میل را پدید می‌آورد ساعتی تنها باشید. از جاده‌ی بسیار سخت و ناهموار جیپ‌رویی که ظاهراً از زمان تگزیه تا امروز فقط اندکی بر پهنایش افزوده شده است. به زحمت بالا می‌رویم «بکچی»[12] یا گشتی محافظی که در این منطقه است به ما می‌گوید در روزهای بارندگی باید خیلی مواظب و محتاط بود زیرا ممکنست شخص صبح از این سربالایی به راحتی بالا رود و بعد از ظهر به هنگام بازگشتن متوجه شود که باران تمام جاده را شسته و اثری از آن باقی نگذاشته است.

 

[1] – Hittites

[2] – Charles Texier

[3]- Tavium

[4] – BogazkÖy

[5] – Hattusas

[6] – AlacahÖyük

[7] – Yazilikaya

[8] – C. W. Ceram

[9] – The Secret of Hittites

[10] – Kizil Irmak

[11] – Halys

[12] – Bekçi

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *