خانه / تور لحظه آخری / تور ترکیه / سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت نهم – تور لحظه آخری

سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت نهم – تور لحظه آخری

http://gashtnet.net/wp-content/uploads/2017/12/hotel-wien.jpg

سفرنامه یک آمریکایی به ترکیه قسمت نهم – gashtnet.net

 

در اتافکی صورت دروازه ورود به این منطقه را دارد دفتر مخصوص مهمانان را امضاء می‌کنیم. هیچگونه دفترچه‌ی راهنما اشیاء یادبود، کوکا کولا یا آشامیدنی دیگری در اینجا پیدا نمی‌شود. بنابراین اگر سیاحی بخواهد شب در اینجا بماند باید در میان خرابه‌ها چادری برپا کند. گشتی محافظ همه جا را به همان نشان می‌دهد. در این گوشه حفاری‌هایی زیادی شده است و در نتیجه آرشیوهای ملی امپراطوری هیتیان و در حقیقت اولین مجموعه‌ی الواح گلی به دست آمده است. ما می‌توانیم دامنه‌ی حریق و حرارت فوق‌العاده‌ی حاصل از آن را با مشاهده‌ی باقی مانده‌ی آجرهای بنایی که الواح مزبور در درون آن نگهداری می‌شده و اکنون در هم فرو ریخته است حدس بزنیم.

 

چند قدم آن‌سوتر اثر بنای معبدی را با دیوارهای خارجی آن که رشته درازی از ساختمان‌های سنگ خارایی است می‌‌بینیم. به زحمت می‌توان باور کرد که این ساختمان‌های سنگی با ابزارهای دستی و چکش‌ها و اسکنه‌هایی که نوک آهنی داشته‌اند تعبیه شده باشد. یک بنای سنگی مربع در آن سو توجه ما را به خود جلب می‌کند یک جانب این بنا تو‌خالی بوده به صورت حوضچه‌ی کم عمقی در آمده است. آیا این حوضچه وان حمام یا دستشویی بوده است؟ آیا مکانی بوده که هدایای معبد را در آن می‌گذاشته‌اند؟ کسی نمی‌تواند پاسخی درست به این پرسش بدهد. این یکی از صدها راز ناگشوده‌ی تمدن این مردم باهوش و آشنا به دقایق زندگی عملی می‌باشد.

 

 

با وجود این درباره‌ی دروازه ای که دو سوی آن دو شیر  بزرگ قرار دارد نکته‌ی مرموز و پوشیده‌ای وجود ندارد. دو ستون سنگی عظیم که هر یک هفت متر طول دارد هنوز به موازات یکدیگر سر‌پا ایستاده‌اند و قطعات سنگی که این دو ستون را به وجود آورده عیناض نظیر ستون‌های بتون مسلح امروزی بدون کوچکترین درز و حفره‌ای و بدون استفاده از ساروج به همدیگر جوش خورده است. یکی از این دو ستون را به صورت یال و کوپال و سر یک شیر به شکل کاملاً طبیعی و قابل شناسایی حجاری کرده‌اند. (شیر دیگری که بر ستون دوم تعبیه شده به موزه‌ی هیتیان در آنکارا انتقال داده شده است) گشتی محافظ برای ما شرح می‌دهد که شیر یکی از سمبل‌ها ونشانه‌های این قوم بوده است. در حالی‌ که هنوز بر سر این موضوع بحث در‌گیر است که آیا اصولاً هیچگاه شیر در منطقه‌ی آناطولی وجود داشته است یا نه. در ترکی شیر را ارسلان می‌نامند و این کلمه به صورت صفتی در وصف جنگجویان و قهرمانان شجاع ترک به کار رفته است.

 

 

مثالی دیگر از ابتکار و هوش قوم هیتیان قابل ذکر است. شهر هاتوساس از سه جانب به توسط صخره‌‌های عظیم محافظت می‌شد ولی از یک جانب مشرف بر بیابانی باز و بی‌ پناه بود گرچه از همین جانب نیز رشته تپه‌ها و بریدگی‌های کوتاهی قسمتی از شهر را محافظت می‌کرد. هیتیان روی این تپه‌ها و بریدگی‌ها دیواری ساختند وزیر آن تونلی تعبیه کردند و به این ترتیب هر وقت شهر مورد محاصره‌ی دشمنان واقع می‌شد سپاه هیتیان از تونل مزبور به بیرون می‌خزید واز پشت سر بر سپاهیان دشمن شبیخون می‌زد. تونل نیز با تخته سنگ‌های منظمی  که به یکدیگر جوش خورده ساخته شده است. پس از گذشت سه هزار سال این تونل هنوز وضع مستحکمی دارد و ما می‌توانیم ایستاده از درون آن عبور کنیم.

اکنون موقعی است که باید هیتیان را ترک گوییم ولی لازم است در این دقیقه که خورشید در پس رودخانه‌ی سرخ رنگ هالیس در افق غروب می‌کند به احترام این قوم باهوش و متمدن لحظه‌ای سکوت کنیم.

 

 

جنگجویان این قوم ارابه‌های دونفره‌ی جنگی با چرخ‌های نیزه‌دار را ساختند و تکمیل کردند و آن را در آوردند. امپراطوران آنها که نام‌‌هایی نظیر «سوپی‌ لولی یوماس»[1] و «آزیتا‌وانداس»[2] داشتند نه تنها از راه تسخیر، بلکه از راه انعقاد عهدنامه و ازدواج‌ها و پیوندهای سلطنتی امپراطوری عظیمی به صورت کشورهای متحده به وجود آوردند. از جمله یکی از شاهزاده‌ خانم‌های هیتیان همسر یکی از فراعنه‌ی مصر شد. اسناد سیاسی که در دوره‌ی هیتیان تنظیم شده از جمله عهدنامه‌ی بزرگ بین آنها و رامسس فرعون مصر به قدری محکم و عالی تهیه گردیده است که دیپلمات‌های امروزی نیز از آن بهتر تنظیم نمی‌کنند. جای تأسف است که چنین تمدن عظیمی به دست جمعی وحشی طعمه‌ی حریق گردید و در نتیجه امروزه در جایی که زمانی شهر هاتوساس بود گوسفندان به چرا سرگرمند و زارعین به کشت و زرع می‌پردازند.

 

 

ملت‌‌هایی که پس از هیتیان در منطقه‌ی آناطولی به قدرت و حکومت رسیدند هر یک تمدن جدیدی در آنجا بنیاد گذاردند به طوری که اکنون می‌توان طبقات متنوع این تمدن‌ها را که یکی بر روی دیگری بنا شده است مطالعه کرد. راهی آسان برای مشاهده و مطالعه‌ی این تمدن‌های گوناگون در ناحیه‌ی شمال غربی شبه جزیره‌ی نزدیک تنگه‌ی داردانل، دیدن تپه‌ی کم ارتفاعی است که امروزه «حصارلیک»[3] خوانده می‌شود. بر روی این تپه شهر باستانی تروا قرار داشته است. و همین شهر بود که هومر شاعر عالیقدر یونانی آن را صحنه‌ی شاهکارهای خود ایلیاد و اودیسه قرار داده است. بر روی این تپه «اشیل»[4] و «نستور»[5] و «اولیس»[6] یونانی با «پریام»[7] و «پاریس»[8] و «هکتور»[9] جنگیده‌اند. ولی کاوش‌های درون تپه شما را به نه شهر جداگانه رهنمون می‌سازد که هر یک بر بالای دیگری بنا شده است و اکنون برای باستان‌شناسان این سئوال پیش آمده که کدام یک از این شهر‌های نه گانه شهر معروف ترواست. در حقیقت شلیمان باستان‌شناس معروف که اولین بار به اهمیت تپه‌ی مورد بحث واقف شد شهری را به نام تروا نامید که تروای واقعی نیست. ولی نکته‌ی مهم این نیست که کدام یک تروا است بلکه معرفت به این واقعیت است که در سه هزار سال پیش فرهنگی استوار و پر‌دامنه در آسیای صغیر وجود داشته است. از زمانی‌‌ که پایتخت هیتیان به آتش کشیده شد مدتی زیاد نگذشت که شهر تروا گشوده شد و فتح این شهر راه را برای یونانیان هموار ساخت که قسمت غربی آسیای صغیر را در قلمرو متصرفات خود در آوردند.

 

 

[1] – Supilliuliumas

[2] – ‌Asitawandas

[3] – Hisarlik

[4] – Achilles

[5] – Nestor

[6] – Ulysses

[7] – Prima

[8] – Paris

[9] – Hector

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *